X
تبلیغات
رایتل
7 تیر 1386

پیشنهاد یک روزنامه امریکایی در مقابل ایده های دیپلماتیک یا نظامی:
قطع دسترسی ایران به بنزین و جعل پول

با وجود آنکه اغلب پیشنهادهای ارائه شده از سوی کارشناسان امریکایی درباره نوع برخورد دولت این کشور با جمهوری اسلامی ایران، حول دو محور "تعامل" یا "تقابل" دور می زند، یک روزنامه امریکایی با ارائه پیشنهادی که آن را "از نوع دیگر" لقب داده است، با رد ایده برخورد نظامی و یا تعامل دیپلماتیک، پیشنهاد "هدف قرار دادن اقتصاد ایران" از طریق قطع ارسال و دسترسی به بنزین و جعل پول ایرانی را مطرح کرد.

به گزارش رجانیوز، روزنامه امریکایی یو اس ای تو دی در صفحه نظرات کارشناسی خود در تحلیلی با عنوان "نیازی نیست به ایران ضربه بزنید" به قلم پیتر شویزر استاد و محقق موسسه هوور دانشگاه استانفورد درباره تاکید بر نیاز به ایجاد فشار اقتصادی و استفاده از قدرت نرم علیه ایران نوشت: در روزگار جنگ سرد، رونالد ریگان انتقاد می کرد که امریکا سیاست خویشتن داری اتخاذ کرده و از روشی قدرت مدارانه مانند یک ابر قدرت پیروی نمی کند. کارشناسان توصیه می کنند مانند بازی فوتبال امریکائی باید صبر کرد تا لحظه مناسب فرارسیده توپ بدست شما بیفتد تا با یک شوت کار را تمام کنید.

امروزه دولت بوش نیز اشتباه ریگان را در مورد ایران تکرار می کند. بجای انتخاب روش تخریب و شکست دولت خطرناکی که در تهران بر سر کار است، کاخ سفید باید از "روشهای پیشنهادی" استفاده کند. برخی پیشنهاد می کنند امریکا باید هم اکنون ایران را بمباران کند اما راه حلهای دیگری هم هست که میتوان دولت ایران را به کمک آن شکست داد، بدون اینکه نیازی به جنگ باشد.

اگر کسی شک دارد که ایران خطری علیه منافع امریکا در منطقه است، ثبات خاورمیانه را تهدید می کند و خطری علیه صلح جهانی است، کافیست به رویداد های سالهای اخیر توجهی کند. ایران به تلاش های خود برای دستیابی به سلاح هسته ای ادامه می دهد. آژانس بین المللی انرژی اتمی که به سختی می توان آن را سازمانی جنگ طلب دانست بر ادامه برنامه هسته ای ایران و همکاری نکردن این کشور با این سازمان تاکید دارد. آژانس معتقد است ایران 110 تن اورانیوم هگزا فلوراید تولید کرده است. ایران چهار امریکایی را به جرم جاسوسی به گروگان گرفته و دستگیر کرده و همچنان به بازداشت آنها با این اتهام خلاف واقع ادامه می دهد. ممکن است این کار به اندازه گروگان گرفتن اعضای سفارت امریکا در سال 1979 بد نباشد ولی نتیجه آن یکسان است. دستگیر شدگان شامل یک فعال طرفدار صلح، یک استاد دانشگاه، یک روزنامه نگار و بالاخره عضو یک سازمان غیر دولتی هستند. ایران به گروگان گرفتن در سیاستهایش عادت دارد و باید در انتظار دستگیری های بیشتری بود. ایران به ستیزه جویانی که علیه سربازان امریکائی ونیروهای ائتلاف در عراق می جنگند، اسلحه می دهد واز آنها حمایت می کند.

پنتاگون اعلام کرده 170 سرباز امریکا با سلاحهای ایرانی کشته شده اند. این سلاحها بسته های انفجاری پیچیده ای هستند که زره نفربر ها و خود روهای امریکائی را می شکافد و باعث مرگ سربازان می شود و نمی توان آنها را از بازار سیاه سلاح خریداری کرد و با ادامه جنگ درعراق باید شاهد دیدن شمار بیشتری از آنها در دستان متحدان شیعی عراقی باشیم. سلاحهای مشابه در افغانستان نیز دیده شده است. ایران امیدوار است اسرائیل را نابود کند. احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از آرزوی خود برای محو اسرائیل، آشکارا سخن گفته است. ایران به حمایت مالی و تسلیحاتی از حزب الله لبنان و حماس در غزه و کرانه باختری رود اردن ادامه می دهد و آرزوی صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها با وجود این حمایت ها، پنداری بی حاصل است.

با وجود تمامی این تلاشهای تحریک آمیز از سوی ایران، پاسخ دولت بوش این است که در کنار تلاشهای دیپلماتیک و ارسال ناوگان ششم به خلیج فارس، اینک نشست با ایران برای ایجاد ثبات سیاسی در عراق و منطقه را آغاز کرده است. تلاشی کاملاً دیپلماتیک. اما دولت بوش بجای مذاکره با ایران باید در موضعی تهاجمی قرار گرفته و به تدریج رژیم ایران را شکست دهد.

برخی پیشنهاد می کنند باید تاسیسات هسته ای ایران را بمباران کرد. شاید اگر ایران موفق می شد زراد خانه ای از سلاح هسته ای تولید کند، این اقدام ضروری بود اما قبل ازاین اقدام باید اقتصاد شکننده ایران را هدف قرارداد. این راه حل از نوع دیگر است. تاکنون چند شلیک اقتصادی انجام شده است ولی این کار نباید مانع شلیک گلوله های واقعی شود.

 نخستین هدف باید قطع ارسال و دسترسی ایران به بنزین باشد. ممکن است عجیب به نظر آید ولی سیاستی عملی است که باید انجام شود. ایران یک تولید کننده بزرگ نفت خام است ولی ظرفیت پالایش اندکی دارد و بیش از نیمی از بنزین مصرفی مورد نیاز خود را وارد می کند. ایران، این واردات را با تانکر انجام می دهد که ناوگان ششم امریکا می تواند به سادگی آن را متوقف کرده و این عمل را انجام دهد و این کار بلافاصه می تواند بر اقتصاد ایران اثر زیان بار بگذارد. اقتصادی که هم اکنون از بیکاری رنج می برد.

 دشوار است بپذیریم دولت تندرو ایران بتواند از این فاجعه اقتصادی جان سالم بدر ببرد. ایران شک دارد شاهد چنین اقدام تحریک آمیزی باشد ولی انجام آن ضروری است. ظرفیت نظامی ایران محدود است و نمی تواند درگیر جنگی طولانی با امریکا باشد.

 دومین نکته جعل پول ایران برای وارد آوردن فشار بیشتر اقتصادی بر ایران است. این اقدامی نیست که به سادگی بتوان آن را انجام داد ولی ایران و متحدش حزب الله از این روش استفاده کرده و اسکناس های صد دلاری امریکائی جعلی تولید کرده اند. جعل اسکناس های ایرانی ضمناً هشداری برای سایر کشورها است که دلار امریکا را جعل نکنند. امریکا راه استفاده از مذاکره را انتخاب کرده است ولی با استفاده از قدرت نرم میتوان از جنگ پیشگیری کرد و ایران را به زانو درآورد.

منبع: رجانیوزhttp://www.rajanews.com/News/?12238