X
تبلیغات
رایتل
29 تیر 1386

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

چاپ

محمدخاتمی دخترباز چه پاسخی دارد که اینها را به قدرت رساند؟!

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

 
در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....حال که هاله ارتباطاتش با سرپل های  بهزاد نبوی یعنی سازگارا  و افشاری را گفت برخی اخبار پشت صحنه را هم بدانید:
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است.  

به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است. این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود. 

اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم. منبع: ۱۴ تیرماه ۸۶ بولتن نیوز

پخش اعترافات جاسوسان و هاله ابهام برانگیز فعالیتهای اصلاح طلبان چاپ

Imageاسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 ، از  برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد نیز سخن گفت.علی رغم اظهار ترس و نارضایتی بنگاههای خبری غرب در باره پخش اعترافات جاسوسهای دستگیر شده وابسته به این کشورها ، این برنامه از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.   به گزارش خبرنگار بولتن نیوز در این برنامه که هاله اسفندیاری ، کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو در آن حضور داشتند فهرستی از اقدامات پنهان و آشکار این افراد در زمینه ایجاد انقلابهای رنگی در ایران از زبان خود آنها گفته و به آن اذعان شد. در مستند فوق ، هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش صهیونیست معروف ضمن اشاره به زندگی نامه خود در پیش و پس از انقلاب و همکاری اش با بنیاد سران پهلوی در پس از انقلاب ، از ارتباط خود با موسسه ویلسون که بودجه اجرائی آن از سوی کنگره امریکا تامین میشود در راستای اهداف و برنامه های کاخ سفید در جهت تغییر در نظام جمهوری اسلامی و شناخت و رهبری انقلاب های مخملی و نارنجی درون ایران داشته پرده برداشت وابعاد آن را تشریح کرد.        اسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 و برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد گفت : موسسه ویلسون رابط اشخاصی بود که از ایران شناسائی کرده و پس از آن با موسسات و مراکز تحقیقاتی از امریکا مرتبطشان میکرد و در نهایت با اعطاء بورس تحصیلی برنامه های خود را از طریق آنها پیش می برد بعنوان مثال درباره رامین جهانبگلو و بورس تحصیلی وی چنین پروسه ایی طی شده است.همچنین اخیراً در همین راستا علی افشاری نیز یک بورس مطالعاتی از NAD  وابسته به سازمان CIA دریافت کرده است. بنابراین گزارش در این مستند که به اسم دموکراسی از شبکه یک سیما پخش شد کیان تاج بخش نیز که اخیراً به دلیل جاسوسی و تلاش برای بردن اطلاعات کشور به خارج دستگیر شده است با اعتراف به رابطه خود با بنیاد سروس امریکا گفت : این بنیاد برنامه های متعددی برای جذب اساتید و نخبگان ایرانی به امریکا و دادن بورس تحصیلی به آنها و درنهایت استفاده برنامه ریزی شده از آنها داشت که از جمله می توان به کمک دانشگاهها و کتابخانه های داخل ایران برای ایجاد شبکه دیجیتال در آنها اشاره کرد. 

      همچنین رامین جهانبگلو نیز که در دستگیری سال گذشته خود در ارتباط با   CIA  و مراکزی چون خانه هنرمندان ایران اعتراف کرده بود گفت  تمامی این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار میگیرند چه فعالیتهایی که سفارتخانه ها در تهران داشتند و چه فعالیتهایی که خانم اسفندیاری و موسسه اش در دعوت ایرانی ها و بورس دادن به آنها انجام می دادند ؛ همه نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی پشت پرده برای اجرای برنامه مخفی و ضد نظام اسلامی ایران می باشد .  
      گفتنی است که این برنامه با واکنش شدید رسانه های غربی و خصوصآ روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب که به نوعی با این افراد مرتبط بودند ، مواجه شده است   " واهمه دست اندرکاران نظام از اقدامات آمریکا " ، واهمه از وقوع انقلاب نرم " و حتی " فاصله گرفتن از آرمانهای امام ( ره ) " ! دانستند . در همین رابطه یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز اظهار کرد : " آنچه که عمداً یا سهواً مورد بی توجهی این دسته  رسانه ها قرار گرفته این است که فیلم به اسم دمکراسی بصورتی کاملاً ساده و روشنگرانه ، نشان از تغییر افرادی داشت که روزگاری مواجهه با آمریکا و طیف برانداز را وظیفه خود دانسته ولی امروز بنا به مقتضیات ! زمان ، ساز دیگر زده و به اسم اصلاح طلبی درصدد القاء و ترویج تفکراتی هستند که در نهایت و در صورت موفقیت ، منجر به خروج انقلاب و نظام از ریل و مسیرش می شود "  این تحلیلگر سیاسی افزود:" فیلم به اسم دمکراسی تعریف صریحی داشت از چگونگی ارتباط و تحول افرادی که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته ولی اکنون در درون سفارت ! و حاکمیت آمریکا پذیرفته شده اند ." ایشان در ادامه گفتگوی خود اظهار نمود : " اپوزیسیون خارج از کشور و دوستان داخلی شان باید متوجه باشند که انقلاب تثبیت شده و نظام به راه خود می رود البته اگر روشنفکران ! و اصلاح طلبان ! دست از ترویج انقلاب نرمشان برداشته و مردم را راحت بگذارند و فیلم به اسم دمکراسی صادقانه اینرا بیان داشت " گفتنی است چنانچه عاملین اصلی فتنه 18 تیر 78 ، که شبانه وارد کوی دانشگاه شده و افراد را تحریک می کردند و در روزنامه هایشان آدرس محل تجمع گروه فشار ! را به آشوبگران می دادند و به اسم تقویت فضای باز سیاسی ، دسته جاتی چون تحکیم وحدت را تقویت مالی و روانه خیابانها می نمودند ؛ با قدرت و قاطعیت در دادگاهی علنی محاکمه می شند امروز نه نیازی به پخش فیلم به اسم دمکراسی بود و نه دوستان ! داخلی جرات و توان همصدایی با اپوزیسیون خارجی را داشتند.

دم خروس عقاید انحرافی حجاریان و دوستان دوم خردادی پیداشد! چاپ
Imageبشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند. با بررسی های به عمل آمده ابعاد تازه ای از نویسندگان و چهره های پشت پرده برنامه چهارم توسعه به دست آمده است. به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ در این برنامه که برخی از قسمت های آن از جمله بخشی که بر لزوم رابطه با اسرائیل اشاره داشته است، به دلیل افتضاح کاری تهیه کنندگان آن پس از انتشار بلافاصله از بازار جمع آوری شد، افرادی چون حسین بشیریه، نظریه پرداز مطرح جبهه دوم خرداد، نقش کلیدی را برعهده داشته اند.  بنا بر این گزارش؛ بشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند و پس از آن جذب یکی از دانشگاه های اروپایی  شده و مدت هاست که در خارج از کشور اقامات گزیده است .  این در حالی است که هاله اسفندیاری؛ در اعترافات خود به ارتباط با بشیریه و مشورت با وی برای پیشبرد اهدافش اذعان کرده است. گفتنی است که بشیریه؛ اساسا با بینش دینی و تاثیر آن بر حکومت به شدت مخالف بوده و حتی عباراتی مانند اینکه از  افتخار می کند که از جوانی دستان خود را به وضو نیالوده است، از وی نقل می شود. شایان ذکر است که حجاریان و افکار غرب گرای وی شدیدا تحت تاثیر استادش قرار داشته و با وجود انحرافات بیان شده، چنین شخصی نقشی موثر در تدوین برنامه چهارم و جمع آوری کتاب مستندات آن داشته است.

 حسین بشیریه متولد سال 1332 ، همدان...

لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و دکترای تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول....و اما بعد...

وی استاد لیدرهای اصلاحات به حساب می اید و افرادی همچون سعید حجاریان را در زمره شاگردان مخلص خود دارد، بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش غائلند ان است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی- دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می دانند.وی در دوران اصلاحات از فعالین مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بود و هم اکنون خارج از کشور به سر می برد بسیاری وی را در اروپا ساکن می دانند اما او در امریکا ساکن است.

 وی که بیشتر تخصص تاریخیش گویا تاریخ معاصر و به خصوص دوران پهلوی است به رسم هم قطاران معاصر خود همچون کسروی هرساله مراسم کتاب سوزان دارد، جالب انکه وی کتاب تاریخ کوبا را که خود شخصا از فیدل کاسترو دریافت کرده بود را هم در مراسم کتاب سوزان خود به اتش کشیده و مقید است که هر ساله این اقدام را انجام دهد. برادر وی جزء قضات دیوان عالی کشور است. حسین بشیریه از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و تاثیر عمیقی بر قشر دانشجویان روشنفکر دارد او در اوایل دهه 70 به ایران امد ولی تا اواسط این دهه وزارت ارشاد اجازه انتشار اثار به وی نداد...

برادر زاده وی یعنی طهمورث بشیریه فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع دکترا بوده و یکی از محبوبترین شاگردان دکتر ازمایش استاد برجسته حقوق جزا است و هم اکنون در حال تدریس در دانشگاه علامه طباطبائی، شهید بهشتی و دانشگاه های ازاد مرکز و شمال می باشد. طهمورث سال گذشته به مدت شش ماه و مصادف با جام جهانی در المان ساکن بود!رفتارها و نظرات بسیاری از سران اصلاحات را باید در ارای و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد شخصی که گرچه شاگردانش میانه دار جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در حاشیه و بیشتر نقش یک نظاره گر را ایفا می کرد، وی بیش از 25 جلد کتاب و صدها مقاله درحوزه علوم سیاسی تاریخ معاصر و به خصوص جامعه شناسی سیاسی به چاپ رسانده است بسیاری وی را پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران میدانند.

حال جالب انکه گفته می شود هاله اسفندیاری در اعترافات خودش به ارتباط با بشیریه برای پیشبرد اهدافش اشاره کرده است و جالبتر انکه بدانیم وی یکی از عناصر پشت پرده و نویسندگان برنامه چهارم توسعه است در برنامه چهارم توسعه قسمتهایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود که بعد از انتشار بلافاصله از بازار جمع اوری شد و گویا در این ماجرا بشیریه نقش کلیدی داشته است. جمله ای از وی منقول است که: از افتخارات من این است که از جوانی دست خود را با وضو نیالوده ام! ؟!؟ (+)ایمیل حسین بشیریه را می توانید در زیر مشاهده کنید ( وی اکثر اوقات ان لاین می باشد!):hosseinbashiriyeh@yahoo.com

منبع:‌ http://ermineh.blogfa.com/post-65.aspx

اعتراف مخملی/آشنایی بیتری با جورج سوروس و انقلابهای مخملی اش:

  هم اندیشی: وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا -که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوریخواهانی چون دیک چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود - تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

به گزارش هم اندیشی به نقل از مهر در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس و حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارزش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت خود را در پوشش‌های خیر‌خواهانه، حقوق بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه باز» (Open Society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه گذاری‌های اقتصادی و در عین حال مطالعات حقوق بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.
آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان» بوده است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «‌بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند. »
در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای میانه با هدف کاستن از نفوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات متحده صورت گرفته است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، زمینه را برای انقلابی آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده است.
در گرجستان بنیاد سوروس 20 میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4 تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تفلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»
ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس در صدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!
سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده شد. تا آنجا که رئیس جمهور این کشور با نام بردن از 4 روزنامه و برخی رادیو‌های خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قزقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیر دولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که بر اساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده است».
با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استفاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیر رسمی در این زمینه انتخابی مناسب بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، انتخابی دقیق است.
فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.
البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟! منبع: http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=27642

  : بخش اول اعترافات سه تن از عو امل بیگانه   :همچنین ببینید:

 http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1041&Itemid=43

: به اسم دموکراسی و همچنین بخش اول اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو

http://rajanews.com/News/?12860

پسر رفیق حریری: برادرم عامل سیا و موساد است:

http://sharifnews.ir/?23392