X
تبلیغات
رایتل
4 اسفند 1386

ناتویسم فرهنگی در دولت آقای خاتمی

طبقه فکری ناتویست ها یا شهروندان مدرن و ملحد جهانی، موجوداتی هستند که مبنای اخلاق و عمل آنان، ارزش های تمدن سکولار غرب است و یا آگاهانه ایدئولوژی ناتویسم را برگزیده اند و یا ناآگاهانه از آن پیروی می کنند. رامین جهانبگلو را باید یکی از نظریه پردازان ناتویست خواند که با مأموریت رسمی از صندوق آلمانی مارشال به عنوان پژوهشکده رسمی سازمان نظامی ناتو، کوشش کرد تا این طبقه فکری در ایران متولد شود و گسترش یابد. او در نخستین گام خود، با بهره از نفوذی که در نهادهای شبه مدنی و مراکز دولتی داشت، ساختاری آفرید که بتواند زلزله ای معرفتی و هستی شناختی، در ذهن و روان جوانان ایرانی به پا کند، تا جایی که شب های قدر این جوانان که با جان جهان و امیرالمؤمنین(ع) گره خورده است، فدای شرکت در کلاس های «پدیدارشناسی روح هگل» شود. جهانبگلو، مأموریت خود را برای ساخت طبقه فکری ناتویست ها در ایران، با استفاده از سه نهاد فرهنگی پیش برد که آن را مثلث شوم دولت اصلاحات نامیده ایم و دارای سه ضلع آشکار و یک رکن امنیتی پنهان است.
ضلع اول این مثلث شوم، خانه هنرمندان ایران بود؛ نهادی که با پشتیبانی محمد خاتمی، عطاالله مهاجرانی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات)، عبدالله نوری (وزیر کشور در دولت اصلاحات) و غلامحسین کرباسچی (شهردار سابق تهران و دبیرکل حزب کارگزاران ایران)، تأسیس شد و وفق مرامنامه رسمی اش، بر پایه تفکر روشنفکری قجری، شکل گرفت.1 منش و روش خانه، پهلو به همان خاستگاههای نسل نخست روشنفکران ایران می زد و برای تحقق اهداف ناتویست ها، دل به ارتجاع روشنفکری بسته بود. مأموران مخملی، که محصول ایدئولوژی ناتویسم در آستانه هزاره سوم بودند، بدنه پنهان نظریه پردازان خانه هنرمندان ایران را می ساختند. خانه، هم از حیث ساختار شخصیتی مؤسسان و هم به لحاظ گستره فعالیت، نقطه ثقل طلایی پروژه ناتوی فرهنگی در ایران تلقی می شد. پایان دهه هفتاد، این خانه، با مدیریت بهروز غریب پور و اعضای شورای عالی2، در باغ و ساختمانی دولتی، نزدیک به چهار هزار متر، آغاز به کار کرد؛ روزهایی که گفتمان غالب گفت وگوی تمدن ها، تمام زمزمه رسانه ها را به خود خوانده بود.
ضلع دوم مثلث، مرکز بین المللی گفت وگوی تمدن ها به شمار می رفت که با دستور محمد خاتمی، در هنگامه ریاست جمهوری اش، تأسیس شد و کسانی چون عطاءالله مهاجرانی، محسن کدیور، رامین جهانبگلو، ابراهیم نبوی، محمدحسن خوشنویس و...، در طیف نظریه پردازان آن، جای گرفتند. گفت وگوی تمدن ها را، آنتی تز نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون می پنداشتند، اما این آنتی تز، به سبب بن مایه لیبرالیستی طراحان و آغازگرانش، همانند تز عمل می کرد. نهادهایی که قرار بود حامل طلایه های تمدن اسلامی برای فاضلاب تمدن سکولار باشند، کارشان به تقریر و ترجمه آراء روشنفکران ماسون زده جهان غرب، تنزل پیدا کرد. از سوی دیگر، نظریه گفت وگوی تمدن ها در روزهایی به گفتمان روشنفکران ایران راه یافت که آمریکا عملاً نظریه برخورد تمدن ها را برگزیده بود و در پی اجرای طرح خاورمیانه بزرگ، ابتدا به افغانستان و سپس به عراق، حمله نظامی کرد. در همان روزها، کارگزاران مثلث شوم دولت اصلاحات، سنگ بنای گفت وگوی فرهنگی را با این شیطان میلیتاریست و هم پیمانانش در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) گذاشتند! این راهبرد همچون مهندسی معکوس به ضد خود بدل شد و زمینه را برای نفوذ نرم مأموران مخملی به ایران، تسریع کرد. در حقیقت، نظریه گفت وگوی تمدن ها، اسب تراوای ایالات متحده در ایران بود و گفتمان غالب آن روزها نیز، در قامت کاربست هایی که ناتوی فرهنگی را برای مدتی در حاشیه امن قرار می داد، ظاهر شد.
ضلع سوم مثلث، دفتر پژوهش های فرهنگی بود. مؤسسه ای که برخلاف آیین نامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و به صورت غیرقانونی، تنها با امضای شخص احمد مسجدجامعی، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوز فعالیت گرفت. محمدحسن خوشنویس، به ریاست این دفتر برگزیده شد و رامین جهانبگلو، مدیریت گروه اندیشه معاصر، ناصر تکمیل همایون، مدیریت گروه تاریخ، علی بلوک باشی، مدیریت گروه مردم شناسی، فریبرز رئیس دانا، مدیریت گروه اقتصاد، سهیلا شهشهانی، مدیریت گروه انسان شناسی معاصر، رعنا جوادی، مدیریت گروه عکاسی، لینا ملکمیان مدیریت گروه آمار و جمعیت شناسی ، حسین سلطان زاده ، مدیریت گروه معماری را در دفتر پژوهش های فرهنگی، برعهده گرفتند. مجلات پل فیروزه، عکسنامه، اندیشه ایرانشهر، اطلاع شناسی، اقتصاد سیاسی و نامه فلسفه، در این دفتر منتشر شدند و مرکز بین المللی گفت وگوی تمدن ها نیز، در انتشار برخی از آنان مشارکت کرد. این نشریات، پاتوق های کلیدی برای نظریه پردازی ایدئولوژی ناتویسم به شمار می رفتند که حلقه ای از روشنفکران مخملی، چون رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش، مأمور بنیاد صهیونیستی جرج سوروس در ایران، آن را اداره می کردند.
مثلث شوم دولت اصلاحات در گسترش ایدئولوژی ناتویسم، در تعامل پیوسته با سفارتخانه های دول خارجی بود. این سفارتخانه ها که رکن امنیتی پنهان مثلث را می ساختند، از سال 1380 تا 1386، بیش از صد نشست، همایش، سخنرانی، بزرگداشت و نمایشگاه را با همکاری سفارتخانه کشورهای چک، لهستان، فرانسه، انگلیس، هلند، آلمان، سوئیس، ایتالیا و مکزیک، برگزار کرده است. انجمن ایرانشناسی فرانسه به مثابه پاتوقی برای جاسوسان دانشگاهی، علی دهباشی، مدیر شب های مجله بخارا، مدیا کاشیگر، مترجم ویژه سفیر فرانسه در ایران، کیان تاجبخش، مشاور دفتر پژوهش های فرهنگی، در مرکزیت رکن پنهان مثلث شوم، حضور داشته اند.3
رامین جهانبگلو، از نیمه اول سال 1380، در روزهایی که به جمع تحلیلگران امنیتی ایالات متحده در بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی (NED) راه یافته بود، در حلقه نظریه پردازان مثلث شوم نیز، ظاهر شد. او با معرفی محمدحسن خوشنویس و بهروز غریب پور، به جرگه سیاستگذاران خانه هنرمندان ایران پیوست؛ خانه ای سیاه که به عنوان ویترین آن مثلث، با بودجه دولت اصلاحات، از سال 1380 تا سال 1386، باورهای ناتویسم را در ذهن شهروندان، پرورش داد.
رامین ابتدا، سخنرانی هایی چون «سیاست مدرنیته و مدرنیته سیاسی»، «مدرنیته و سنت گسست»، «مدارا و کثرت گرایی» و... را در خانه هنرمندان ایران، ایراد کرد، اما با آغاز سال 1383، این حضور رنگی متفاوت به خود گرفت. در این فصل، با تکیه بر رازگشایی از ایدئولوژی ناتویسم، هفت نمونه از مصادیق مداخلات هستی شناختی، که جهانبگلو در خانه هنرمندان ایران پدیدآورده است، را بازخوانی می کنیم.
1. سنگ بنای الهیأت سکولار
نیمه اردیبهشت 1383، رامین به همراه نیلز کالپورن دانمارکی و اتوره راکای ایتالیایی به خانه هنرمندان ایران رفت تا با ستایش از سورن کی یرکه گارد، شریعت را به پای معنویت پرتردید و پراندوه فیلسوفی اگزیستانسیالیست، قربانی کند. در مکتب اصالت وجود (اگزیستانسیالیسم)، هر انسان، وجودی یگانه است که خودش روشن کننده سرنوشت خویش است. این اندیشه، بر پیش بودن وجود بر ماهیت تکیه می کند و با چنین تعریفی بر آزادی انسان و مسئولیت او، پافشاری می شود. اصالت وجود، به معنای این است که انسان و تنها انسان است که نخست موجود می شود و سپس خودش ماهیت خودش را می سازد. بر این مبنا، ایمان هزار تکه سورن کی یرکه گارد که «ایمان لحظه ای» لقب گرفته، آن قدر پوشیده در ایهام است که حقیقت را نمی یابد و به تراژدی ای دیگر از دنیای تراژیک غرب تنزل می یابد. کی یرکه گارد، در رأی جهانبگلو، فیلسوفی سرشار از سکوت در برابر حقیقتی دست نیافتنی، لقب می گیرد که به سان ابراهیم خلیل الله «برای درک هستی خدا سکوت کرد.»
یک مسیحی حامی اصالت وجود را به جای پیامبر معنوی عصر مدرن جعل می کنند، چرا که او، آجرهای ساختمان الهیأت سکولار را می چیند، هستی را از خدا می گیرد و به انسان می دهد. سورن کی یرکه گارد هم، چون روشنفکران سکولار امروز، در آثارش منکر وجود هر حقیقت مطلقی است و می گوید «هیچ نظام فکری و فلسفی نمی تواند مدعی پژواک واقعی و بیان هستی کامل انسان باشد» و هیچ چیز برای او عجیب تر از این نبود که «یک دین مدعی داشتن پاسخ برای همه پرسش های بشری باشد و خود را نماد حقیقت بداند.»
جهانبگلو در خانه هنرمندان ایران مدعی می شود که کی یرکه گارد، بنای رویارویی با جوهر زندگی زیباشناسانه غربی که نومیدی و فراغت از حقیقت بود را داشت و می گوید، او در کلماتش عاشق پروردگار بود تا جایی که خود را معاصر مسیح(ع) و همانند سقراط می دانست، منادی معنویتی فردی بود و همه سخنش را در خانه، چنین خلاصه کرد:
«کیرکگارد معتقد است ایمان به صورت شرعیات نمی تواند از بیرون به فرد داده شود... ایمان وی بر معنای درونی زندگی فرد تأکید می کند و منظور او معنویتی درون گراست. قانون اخلاقی نزد کیرکه گارد اصل عینی نیست. فرد نیز برای او، فرد عقلانی نیست، بلکه فردی است به اصطلاح شوالیه ایمان که در لحظه زندگی کرده است.4 »
این نسخه کهنه غرب را برای جوانان ایران معاصر پیچیدن، نه تنها خیانت به شریعت اسلام و شرافت انسان است، بلکه نشان از عینیت مداخله کلان هستی شناسی ای دارد که ناتویسم برپایه آن، می کوشد انسانی رمانتیک، وامانده از درک و فهم حقیقت و فارغ از مسئولیت دینی را ، دوباره در ایران معاصر بسازد.
پانوشت ها:
1. برای مطالعه این مرامنامه، نک: «درباره خانه هنرمندان ایران». سایت خانه هنرمندان ایران. از:
http:..wwwiranaocom.aboutphp
2. اعضای هیأت مؤسس خانه هنرمندان ایران، عبارتند از غلامحسین امیرخانی، مرتضی ممیز، غلامحسین نامی، کامبیز روشن روان، یدالله صمدی، ایرج کلانتری، ایرج راد، محمدرضا عبدالملکیان، حمیدالله رضایی و محمدعلی نجفی. شورای عالی خانه، شامل غلامحسین امیرخانی، عزت الله انتظامی، مصطفی اسدالهی، غلامحسین نامی، محمدرضا فیروزه ای، ساعد مشکی، کامران شاهین فر، فریدون ناصری، بهروز غریب پور، نصرالله ناصح پور، ایرج راد، محمدرضا عبدالملکیان می باشد. بهزاد فراهانی، انوشه منصوری از بازرسان شورای عالی، ایرج کاظمی، مشاور حقوقی و مرتضی کاظمی، از مشاوران عالی شورای عالی خانه هستند.
3. نیمه پنهان رابطه مثلث شوم دولت اصلاحات با آژانس های امنیتی صهیونیزم، در کتابی مستقل، از سوی دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان، منتشر خواهد شد.
4. «انسانی که هستی دارد». سایت خانه هنرمندان ایران. 16 اردیبهشت 1383، از:
http:..wwwiranaocom.newsphp?id=1563
به نقل از رجانیوز http://www.irdc.ir/article.asp?id=1459