X
تبلیغات
رایتل
10 شهریور 1386

 توبه ای معادل مرگ

 ... برخی از دوستان ما نسبت به بخشی از جامعه بی اعتنا شدند، این گله خصوصی است از روزنامه‌های دوم خردادی، یک روزنامه یک صفحه جبهه و جنگ نداشت... ما نباید به مسائل فرهنگی و خانواده شهدا و فرهنگ ایثار و شهادت بی اعتنا می شدیم...
(مشاور امنیتی سید محمد خاتمی، خبرگزاری فارس ، 14/5/86)

 دور جدید از سفر های تبلیغاتی سید محمد خاتمی در حالی با محوریت حضور و سخنرانی در اماکن مذهبی شکل گرفته است که اخیرا برخی از چهره ها و شخصیت های اصلاح طلب نیز به صورت صریح و یا غیر صریح بر اشتباهات گذشته ی خویش مبنی بر عدم پایبندی و توجه به اصول مذهبی و اعتقادات مورد احترام جامعه صحه گذاشته اند. در حالیکه تا چندی پیش در گفتگو با بسیاری از اصلاح طلبان به سختی  می شد سخنی دال بر اذعان بر اشتباهات گذشته دوران اصلاحات به خصوص در زمینه ی مسائل فرهنگی و عقیدتی  شنید، اما هم اکنون و با نزدیک شدن به زمان انتخابات،  بسیاری از سران و بزرگان اصلاحات نیز با صراحت بر عدم پایبندی این جریان نسبت به مسائل ارزشی مورد قبول جامعه سخن می گویند.

 بی شک در کارنامه ی درخشان و زرین  افتخارات جماعت مدعی اصلاحات مبنی بر پایبندی به اصول اسلام و روحانیت، نام هاشم آغاجری همچون نگینی می درخشد! کسی که در سخنرانی های تاریخی خویش(!) نسبت به اسلام و تشیع و روحانیت از کمترین لطف ممکن! دریغ نکرد و سپس با حمایت جمعی که داعیه دار اسلام مدرن و روشنفکری بودند و در عین حال دارای قدرت، از حداقل حکمی که سزاوار آن بود، گریخت و بدین ترتیب موجب شد تا برای یک بار دیگر چهره حقیقی کسانی که دم از اصول و مبانی اسلام و انقلاب می زدند هویدا شود، هر چند که آن جماعت تا پیش از آن ماجرا نیز بارها میزان صداقت در گفته ها و شعارهای  خویش را عیان کرده بودند ولی به نظر می رسد ماجراهای هاشم آغاجری و به تبع آن حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت از وی، حتی برای خوشبین ترین افراد که اندک امیدی به جریان موسوم به اصلاح طلب را داشتند، تبدیل به سندی متقن و غیر قابل انکار و البته تلخ مبنی بر پشت کردن به تمامی ارزش ها و مبانی دینی توسط طیف حاکم و اکثریت صاحبان قدرت در آن روزها بود...

 آیا  گروهی که هم اکنون دم از اسلام و انقلاب می زنند همان هایی نیستند که 8 سال فرصت سازی برای تعالی ارزش ها را نه تنها تبدیل به فرصت سوزی کردند، بلکه با ثبت ننگین ترین اقدامات و سخنان نسبت به ارزش ها و باورهای مورد قبول ملت، صفحاتی تاریک از تاریخ این مرز و بوم را رقم زدند؟ به نظر می رسد شخص آقای خاتمی که اینک و بعد از چند سال متوجه شده است پشت کردن به باورهای دینی و ارزش های مورد قبول مردم چه عواقبی برای آنها  می تواند داشته باشد، باید در مدت 8 سالی قدرت را در دست داشت مانع اقدامات شرم آور اطرافیانش که بسیاری از ارزش ها را وارونه ساخت می گشت.

 به نظر می رسد 8 سال دوران ریاست جمهوری و به تبع آن دسترسی بر تمام شاخه های فرهنگی و اجرایی کشور فرصت بسیار مناسب تری بود تا سید محمد خاتمی در مساجد و جلسات مذهبی متعدد ظاهر می شد و برای ملت از اعتدال و یا ظهور منجی سخن می گفت(!) گویا شرایط بهتری هم در اختیار آقای خاتمی بود تا در آن به اقصی نقاط کشور سفر کند و در مساجد بزرگ هر شهری از بازگشت به مبانی انقلاب و حفاظت از جمهوری اسلامی سخن بگوید و گویا آن قدر موقعیت های مناسبی در اختیار بوده است تا در آن...

 البته قطعا نباید از جریانی که بستر اصلی بوجود آورنده آن سکولاریزم بوده و از همان ابتدا نیز اعتقاد چندانی بر حضور و دخالت دین در عرصه های مختلف نداشته است، انتظاری جز آنچه که ذکر آن به صورت بسیار مختصر رفت، برود. هنوز جمله ی معروف خاتمی که می گفت حتی اگر دین هم جلوی آزادی بایستد درهم خواهد شکست از اذهان پاک نشده است. دقت در همین جمله نمایانگر سطح دید و اندیشه شخص خاتمی به عنوان سر شناس ترین شاخص جریان دوم خرداد  نسبت به مقوله دین است. یعنی به جای اینکه کسی بیاید و آزادی را در دین جستجو و تعریف کند، دین را در آزادی جستجو کند و به دنبال تطبیق دیانت با آزادی باشد تا آزادی با دیانت!حال چه شده است که این جماعت پس از مدت ها که مسند قدرت را به خاطر همان تفکری که به آن افتخار می کردند از دست داده اند  حاضر به دفاع از همان دین شکننده ی خود در مقابل آزادی شده اند؟ 

حال آنان را چه شده است که همان دینی را که کمر همت بر نابودیش بستند و آغاجری ها از غیر معصوم بودن معصومین می گفتند و ازسوی  طیف دارای قدرت آن زمان همه نوع حمایت می شدند،  به یک باره به این نتیجه رسیده اند که مساجد اصلی ترین پایگاه برای جلب آرای مردمی است؟اگرچه به نظر می رسد پس از انتشار فیلمی از خاتمی که در حال دست دادن با زنان ایتالیایی نمایش داده می شد، تلاش فراوانی برای بازسازی این چهره مخدوش آغاز شده و ترتیب دادن برنامه های مذهبی با محوریت مساجد با حضور خاتمی نیز در راستای بازسازی همین آبروی از دست رفته است. 

به هر حال، نه تنها آحاد ملت، نه تنها تمام مدعیان اصلاحات، بلکه شخص سید محمد خاتمی نیز به خوبی می داند که انجام سفر های مختلف به شهرهای بزرگ کشور و حضور در مساجد جامع، و یا به عنوان آخرین نمونه سخنرانی در شب نیمه شعبان در مسجد حضرت ولی عصر تهران، نه تنها دیگر نشانی از بازگشت حقیقی و اصیل به اسلام و مبانی دینی و ارزشی ندارد، بلکه حربه ای کاملا نخ نما شده توسط جریانی است که در گذشته بارها امتحان خود را نسبت به پایبندی به اصول و ارزش ها نشان داده اند  و جدای از نمونه هایی که به دلیل اختصار و صد البته حرمت قلم به اختصار بیان گردید، جریان شناسی ظهور دوم خرداد و تباین آشکار بسیاری از خطوط فکری آن با مبانی اسلام  موضوعی است که پرداختن به آن در این قلم نمی گنجد و باید به صورت مجزا و جداگانه ای مورد بررسی قرار گیرد لذا هم اینک نیز باور کردن بازگشت به مشی اعتدال و اسلام و مبانی دینی که هر روز توسط ارگان های رسمی و غیر رسمی اصلاح طلبان عنوان می شود و هم چنین برنامه های تبلیغاتی که با محوریت حضور در اماکن مذهبی و سخنرانی هایی با موضوعات دینی در حال انجام است، به همان مقدار مضحک است که عنوان شود روز سیاه است و شب سفید! چرا که اساسا پذیرش مشی اعتدال و بازگشت به مبانی و ارزش ها با جریان موسوم به دوم خرداد در تناقض است ، زیرا شکل گیری این جریان بر یک روند کاملا سکولاریزه و بی ارتباط با دین و مذهب شکل گرفته و این نکته ای است که بسیاری به آن اذعان داشته اند و شیخ مهدی کروبی در گفتگوی اخیر خود با فارس با گفتن این جمله نه تنها با عموم مردم بلکه با بسیاری از همفکران و همطرازان خود نیز در این رابطه که آیا آنها پس از رسیدن به قدرت به شعارهای حال حاضر خود پایبند هستند یا خیر پاسخ گفت: «... من هیچ شبهه ندارم اگر دوباره پیروز شویم و یک مقدار جلو برویم همان قضایا و تند روی ها شروع خواهد شد ...» مجمل آنکه شیخ کروبی صراحتی را در پرده لفافه آمیخته و اذعان می کند: توبه گرگ، مرگ است!    منبع: امیرحسین ثابتی http://www.rajanews.com/News/?14606

البته حرف های خاتمی در این مراسم هم خواندن دارد. حرف هایی که ثابت می کند اینها فقط دارن از دین مردم سوء استفاده می کنند و سودای قدرت دارند نه هوای دیانت مردم و مراسم امام زمان هم در دستان اینان ملعبه ای برای کسب قدرت است: این حرف ها را از سایت جناب شیخ کروبی (اعتماد ملی) آورده ام: تیتر خبر مربوطه در این سایت هم چنین بود:

خاتمی در مراسم بزرگداشت نیمه شعبان:
هیچکس حق ندارد برای مردم تصمیم بگیرد!

سخنران ویژه این مراسم سیدمحمد خاتمی بود. بسیاری از شاعران و نویسندگان و اهالی فرهنگ و ادب و هنر و مسوولا‌ن احزاب و جمعی از وزرای کابینه اصلا‌حات که حالا‌ دیگر همه جزو مدیران خانه‌نشین هستند هم به این مراسم آمده بودند، اما در میان حاضران در سالن جوانان بیش از دیگران حضور داشتند. سیدمحمد خاتمی در این مراسم با موضوع مهدویت که خودش برای اولین بار آن را در سازمان ملل مطرح کرد سخنرانی نمود، هرچند که نتوانست نسبت به فضای سیاسی که در آستانه انتخابات شکل گرفته ابراز نگرانی نکند و بنابراین از دیدگاه‌های امام‌(ره‌) درباره جمهوریت نظام سخن گفت و بر حضور افراد با سلیقه‌های گوناگون در انتخابات و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت از سوی مردم تاکید کرد و نسبت به روزی که جز شش هفت نفر سایرین در امر تعیین سرنوشت اجتماعی جامعه صاحب حق دانسته نشوند هشدار داد. خاتمی گفت: <‌هیچ‌کس حق ندارد برای شما تصمیم بگیرد. هیچ‌کس قیم شما نیست. یک دانشجو و بازاری همان اندازه حق دارد که یک عالم و مجتهد [ حق دارد]و ارزش رای آنها در تعیین سرنوشت اجتماعی یکی است. این نظر صریح امام بود. خدا نکند از این پایین‌تر بیاییم و به روزی برسیم که جز 200، 300 نفر سایرین را در امر انتخابات واجد حق تصمیم‌گیری ندانیم و یا پایین‌تر از این بیاییم و در نهایت جز شش هفت نفر سایرین را در امر تعیین سرنوشت اجتماعی جامعه صاحب حق ندانیم. امروز کسانی که وابسته به برخی مراکز مهم هستند و درخور احترام هستند و وجودشان هم لا‌زم است، مطالبی را در مورد انتخابات و صلا‌حیت‌ها می‌گویند که جای نگرانی دارد.> وی افزود: <‌حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش نه حقی عادی که حقی الهی است، اما امروز گرایش‌هایی که امام(ره) و راه ایشان را قبول نداشتند و در سال 56 در بحبوحه درگیری‌ها حاضر نشدند به دستور امام عمل کنند و جشن‌های نیمه شعبان را تعطیل کنند و می‌گفتند حاج‌آقا روح‌ا... زیاد از این اشتباه‌ها می‌کند، این بار هم اشتباه کرده، صاحبان همان گرایش‌ها امروز می‌گویند امام به جمهوری و حاکمیت مردم بر سرنوشت‌شان اعتقاد نداشت. العیاذبالله امام قصد فریبکاری داشت؟ آیا در تصویب قانون اساسی جدیت وجود نداشت؟ آیا این گفتار اهانت به امام و ملت نیست؟ این همه تاکیدات حضرت امام(ره) روی میزان بودن رای ملت و انتخاب همه ارکان نظام بر پایه رای مردم که در قانون اساسی نیز آمده است دلیلی بر ناصحیح بودن ادعاهایی که در مورد عدم اعتقاد امام به اصل جمهوریت مطرح می‌شود، نیست؟> رئیس‌جمهور پیشین تاکید کرد: <‌در اوایل انقلا‌ب برخی می‌گفتند مردم، دانشجویان و... مسائل را تشخیص نمی‌دهند و علما کارها را انجام دهند که امام(ره) نیز چنان نهیب سختی به آنان زد که برای همیشه به عقب نشستند ولی امروز متاسفانه دوباره در حال زنده شدن هستند. امام گفتند یک روز کسانی می‌گفتند روحانیت و علما نباید در سیاست دخالت کنند که این سخن خیانت است. امروز هم می‌گویند به جز علما و روحانیون کسی در سیاست دخالت نکند که خیانتی بس بزرگ‌تر است. آن روز می‌گفتند دویست نفر عالم حق دخالت در امر را ندارند. امروز می‌گویند جز آن200 نفر کسی حق دخالت ندارد....

چالب است که بعد از این سخنان این سایت مطالب جناب خاتمی درباره مهدویت را می آورد... متن کامل را در سایت روزنا بخوانید: http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=45286...