خاتمی نیوز- نقدهایی در جستجوی فهم و اصلاح

بهبوداوضاع جهان درگرو برخوردفعالانه ونقدمتعهداست.شعاراصلاح طلبی رابرخی دادندولی درعمل...

خاتمی نیوز- نقدهایی در جستجوی فهم و اصلاح

بهبوداوضاع جهان درگرو برخوردفعالانه ونقدمتعهداست.شعاراصلاح طلبی رابرخی دادندولی درعمل...

گاز سوخت بهتری است تا بنزین....

تا شهریور ؛ بهره‌برداری از 500 جایگاه عرضه گاز

 عباس کاظمی مدیرعامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت از بهره‌برداری 500 جایگاه عرضه گاز در نقاط مختلف کشور تا شهریور ماه امسال خبر داد و گفت: آئین‌نامه گاز سوز کردن خودروها توسط بخش خصوصی تا ماه آینده تهیه می‌شود. مدیرعامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت درگفتگو با مهر گفت: آئین نامه گاز سوز کردن خودروها توسط بخش خصوصی و بدون حمایت مالی دولت تا ماه آینده تهیه می شود.عباس کاظمی افزود: با سهمیه بندی بنزین ، تقاضا برای گاز سوز کردن خودروها افزایش یافته ، این درحالی است که هم اکنون تنها گاز سوز کردن خودروهای عمومی همانند تاکسی و وانت در برنامه های دولت است.وی درپاسخ به سئوال مهر درباره ازدحام زیاد جایگاه‌های گازسوز گفت: به دنبال سهمیه بندی بنزین بسیاری از خودروهای دوگانه سوز ، سوخت خود را از بنزین به گاز تغییر دادند؛ به همین دلیل هم اکنون ترافیک در جایگاه های عرضه گاز زیاد شده است.کاظمی با اشاره به برنامه‌های این سازمان برای احداث جایگاه‌های عرضه گازگفت: درحال حاضر 211 جایگاه عرضه گاز در 87 شهر ایران آماده بهره برداری هستند که این تعداد تا پایان شهریورماه به 500 جایگاه افزایش می یابد.به گفته مدیرعامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت ، درحال حاضر 270 هزار خودرو درکشور گاز سوز شده است که این تعداد با اولویت تاکسی و وانت به 500 هزار دستگاه خودرو افزایش خواهد یافت.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12480

حاج حسن روحانی دستخوش...

جزییات تکان دهنده دیگری از پرونده موسویان

 محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات هفته گذشته با حضور در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی به سوالات نمایندگان درباره پرونده حسین موسویان پاسخ داد. به گزارش الف، در اواخر این جلسه، یکی از نمایندگان عضو کمیسیون اصل 90، از محسنی اژه ای پرسید، وقتی وزارت اطلاعات از اقدامات آقای موسویان مطلع شد آیا مسوولین بالاتر وی در مجمع تشخیص مصلحت را از این موضوع با خبر ساخت؟ و اگر اقدام انجام شده،  عکس العمل مجمع چه بوده است؟ محسنی اژه ای در پاسخ گفت: وقتی اقدامات حسین موسویان برای ما محرز شد، موضوع را در جلسه ای با آقای روحانی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، در میان گذاشتیم. لیکن بعد از این جلسه، انتقال اطلاعات از سوی آقای موسویان شدت بیشتری به خود گرفت که تعجب کارشناسان اطلاعاتی کشور را موجب شد و عکس العمل بعدی ما را موجب شد.

 وزیر اطلاعات در پاسخ به برخی اخبار مطرح شده مبنی بر اینکه موسویان بعد از آزادی با وثیقه در محل کارش ـ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع ـ حضور می یابد گفت: چندی است که وی در این مرکز حضور نمی یابد و به فعالیتهای جنبی در منزلش می پردازد.محسنی اژه ای در مورد میزان وثیقه آزادی موسویان نیز گفت: وثیقه 200 میلیون تومانی را قاضی پرونده مشخص کرده و اگر بنده هم در آن جایگاه قضاوت قرار داشتم همین میزان وثیقه را تعیین می کردم.

 هرچند تا کنون اتهامات نماینده سابق کشورمان در مذاکرات هسته ای رسما اعلام نشده، اما چند روز پس از آزادی وی با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی فاش شد که موسویان در ملاقاتهای غیر رسمی با طرف های مربوط به پرونده هسته ای کشورمان اطلاعات و اسناد مهمی  به اروپایی ها ارائه کرده است.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12405

باورتان می شد اینقدر زود جواب دهد؟! تازه هنوز مونده تا ببینی...

نتایج شگفت انگیز روزهای اول سهمیه بندی بنزین

 سهمیه بندی بنزین از چهارشنبه هفته گذشته سبب شکستن رکورد کمترین مصرف بنزین در سال جاری به صورت روزانه شده است.به گزارش رجانیوز، در حالی که مصرف بنزین روز جمعه به 8/54 میلیون لیتر رسیده بود، رکورد کاهش مصرف بنزین در روز شنبه هفته جاری با ثبت عدد 2/53 میلیون لیتر، بار دیگر شکسته شد.  مصرف بنزین کشور در روز شنبه نهم تیرماه رکورد کمترین میزان مصرف در سال جاری که متعلق به روز قبل از آن بود، را نیز شکست و از 8/54 به میزان 2/53 میلیون لیتر کاهش یافت. مصرف بنزین تهران نیز به کمترین میزان خود در سال جاری یعنی 4/9 میلیون لیتر رسید.
کاهش 20 درصدی ترافیک و 30 درصدی تصادفات خسارتی در تهران و شهرهای بزرگ

 رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور با اشاره به اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین گفت: با اجرای این طرح شاهد کاهش 20 درصدی ترافیک و 30 درصدی تصادفات خسارتی در تهران و شهرهای بزرگ هستیم. سردار محمد رویانیان در جمع خبرنگاران افزود: اگر این روند ادامه یافته و مردم ایران مدیریت مصرف و مدیریت سفر را به درستی انجام داده و دولت نیز دغدغه های مردم در مورد بنزین را برطرف کند کاهش آمارهای تصادفات و ترافیک تثبیت می شود. رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا افزود: پس از تثبیت کاهش آمارها در کشور در خصوص چگونگی اجرای طرح زوج و فرد نیز تصمیماتی گرفته می‌شود.

 سهمیه بندی، کاهش آلودگی هوا و نگاهی تطبیقی

  مدیر طرح کاهش آلودگی هوای تهران آمار و اطلاعات تکان‌دهنده‌ای را درباره محاسن طرح سهمیه‌بندی بنزین در تهران اعلام کرد.فتح الله امی در گفت‌وگو با فارس گفت: گزارشی که از ایستگاههای سنجش آلودگی هوا در تهران بدست آمده است در روز چهارشنبه که اولین روز سهمیه بندی بنزین بوده است آلاینده‌های تهران، یک سوم کاهش داشته‌اند به طوری‌که در ایستگاه سنجش آلودگی هوا در فاطمی، میزان آلودگی منوکسیدکربن 25 درصد کاهش داشته است و psi 89 بوده است در حالی‌که هفته گذشته در همین روز رقم آن psi 123 بوده است.

وی در ادامه افزود: پیش‌بینی‌های ما برای کاهش 25 درصدی سفرهای غیر ضروری با سهمیه‌بندی بنزین نیز درست درآمد و ایستگاههای ما نیز دقیقاً این موضوع را تأیید کردند و این کاهش 25 درصدی سفرهای ضروری نشانگر این است که 25 درصد هم مصرف بنزین کاهش پیدا کرده است.مدیر طرح کاهش آلودگی هوای تهران اظهار داشت: سهمیه‌بندی بنزین موجب خواهد شد که در سال 130 هزار تن آلودگی هوا کاهش پیدا کند و از بابت کاهش مصرف سوخت، 235 میلیون دلار در سال صرفه‌جویی شود.امی ادامه داد: از نظر خسارت زیست محیطی به خاطر کاهش 25 درصدی سفر شهری و کاهش مصرف سوخت نیز 65 میلیون دلار خسارت زیست محیطی کاهش می‌یابد.

 امی افزود: مصرف سوخت برای روز 12 فروردین 90 میلیون لیتر بنزین بوده است و به طور میانگین در روزهای دیگر سال 75 میلیون لیتر است که در این صورت سرانه مصرف خودرو در ایران با توجه به 5/7 میلیون خودرویی که کارت سوخت دریافت کرده‌اند 10 لیتر در روز می‌شود، این مقدار مصرف از پرمصرف ترین کشور دنیا (آمریکا که 7 لیتر در روز است) بیشتر است و این نشان‌دهنده این است که مصرف درستی نداشته‌ایم.وی تصریح کرد: سهمیه بندی بنزین باعث می‌شود الگوی مصرف در ایران به سمت مقدار درست خود نزدیک شود و مردم عادت کنند از خودروهای جمعی برای جاهایی که مقدور است استفاده کنند.مدیر طرح کاهش آلودگی هوای تهران ادامه داد: کشور ما نسبت به انگلیس 5 برابر مصرف سوخت دارد در حالی‌که درآمد ناخالص ملی ما200 میلیارد دلار است و انگلیس 2 هزار میلیارد دلار است یعنی یک پنجم ما مصرف می‌کنند 10 برابر ما درآمد ناخالص ملی دارند. 

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12406

محمد چریک (عطریانفر) رسوای عالم / سردبیر هم میهن و شرق و ...!

 

آیا کسی از فعالیتهای این عنصر مشکوک خبر دارد؟

 «آنها (بوش و احمدی نژاد) هر دو بی عقل و متکبر هستند و از حرف های کنایه دار و از یک زبان عامیانه استفاده می کنند که برای روسای جمهور شایسته نیست. آنها این عادت را دارند که ضمن بی توجهی به نظریه جهانیان نسبت به اعمالشان، در جهت منافع پایگاه های سیاسی محافظه کارانه خود تلاش می کنند آقای بوش احمدی نژاد شما است.»  گفته های فوق قسمتی از گفتگوی محمد عطریانفر ، از اعضای حزب کارگزاران است که مایکل هرش خبرنگار هفته نامه نیوزویک در سومین بخش از خاطرات سفر خود به ایران، آنها را نقل کرده است.

 عطریانفر که در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل و بازوهای رسانه ای اصلاح طلبان در ایجاد جنگ روانی بر عیله دولت نهم ایفای نقش می کند، به دلیل نزدیکی و قرابت! خاص خود با برخی نشریات غربی هر از چند گاهی مطالب و نقطه نظرات خود را درباره تمامی مسائل ایران و حتی جهان! به سمع و نظر جهانیان می رساند!

 وجه مشترک تمامی مصاحبه های عطریانفر با دوستان غربی خود، اظهار نظرهای خارق العاده ای است که در اغلب موارد، نه منعکس کننده دیدگاه منتقدان ایرانی، بلکه آیینه تمام نمای نظریات و اهداف دشمنان جمهوری اسلامی است. مانند گفتگوی دو سال قبل وی با روزنامه فایننشال تایمز که اظهار داشته بود " اگر غرب بر حقوق بشر یا مسئله اسرائیل و فلسطینی ها تمرکز کند، مردم ایران هم موافق خواهند بود، همچنان که قویاً از برنامه صلح آمیز هسته ای پشتیبانی می کنند.» .«آیا چرخه تولید سوخت هسته ای در راستای منافع ملی ایران است؟ در حالی که کشور با مخالفت گسترده جامعه جهانی روبه روست و این امکان هست که آژانس بین المللی انرژی اتمی هم پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ببرد و بگوید ایران به تعهداتش به موجب پیمان منع گسترش پای بند نمانده است». (کیهان، 25 مهر 84) یعنی در بحبوحه پرونده هسته ای ایران، وی که خود را منتقد معروف معرفی کرده می کند، سرنوشت پرونده هسته ایران را از زبان طرف های غربی تحلیل کرده و ایران را به عقب نشینی از مواضعش فراخوانده، روش مقابله با ایران را به دوستان غربی اش آموزش داده است.

 وی، با بهره گیری از سابقه مودت دیرینه خود! با غلامحسین کرباسچی - مجرم دیروز و مطبوعاتی امروز- در تاسیس و راه اندازی روزنامه همشهری، به عنوان یکی از اصلی ترین پایگاه های هجمه اصلاح طلبان علیه مقدسات و انقلاب اسلامی، در حال حاضر نیز، تبدیل به پیش قراول تخریب ها و تهاجمات، علیه دولت مردمی دکتر احمدی نژاد شده است.

 چرا که از یک سو با جذب و پرورش جوانان و افراد کم سن و سال در حرفه روزنامه نگاری و فعالیت های رسانه ای مطبوعاتی مانند م.ق – ا.ع – م.ک و ... - که در حال حاضر هر کدام از آنها مسئولیت بخشهایی از زنجیره گسترده پایگاه های مطبوعاتی عطریانفر را بر عهده دارند- برنامه ریزی بلند مدت برای تسخیر آینده تبلیغاتی و رسانه ای کشور کرده، به اصطلاح نخبه پروری می کند؛ و از سوی دیگر با هزینه کردن پولهای هنگفت در نشریات خود (عطریانفر 25 میلیارد در یکسال در روزنامه شرق هزینه کرده است) و با بهره گیری از همه نوع امکانات و ترفندهای جذب مخاطب در نشریات زنجیره ای خود، عملاً روزنامه ها و هفته نامه های دیگر را به حاشیه رانده، با جادوهای بصری تبلیغاتی، مخاطبان را فریب داده، به خود فرا می خواند.

 نکته شایان توجه در باب گذشته آلوده و مبهم وی اینکه، او در گذشته از اعضای اصلی سازمان منافقین بوده و در حال حاضر نیز یکی از بستگان نزدیکش از کادر مرکزی مجاهدین خلق به حساب می آید، از همین رو مشخص نیست که با سوابق ناپاک و کثیف، وی چگونه توانسته است تا بدین حد در گذشته و حال، در سمت های مختلف دولتی و رسانه ای، که از قضا همگی مسئولیت های حساسی بوده اند، ایفای نقش کند؟

 و سوال جدی این است که چرا در طول این سالیان، هیچ برخورد و واکنش قاطعی برای مقابله با جریان سازی های رسانه ای این عنصر مشکوک صورت نگرفته است؟ این فرد چه در سالهای دفاع مقدس، چه سالهای ابتدایی دهه هفتاد و چه سالهای حاکمیت اصلاحات تاکنون، در مسئولیت های مختلف، همواره منشا ضربات و خیانتهای متعدد به انقلاب و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر نیز، به شدیدترین وجه، مشغول به تخریب و اهانت به ریاست محترم جمهوری است.

 حال این که چرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور اجازه می دهند که چنین فردی با آنچنان سوابق مشکوک و مسئله دار امنیتی، زنجیره بزرگی از نشریات قارچ گونه را در اختیار داشته، با تامین منابع مالی آنها از منابع نامعلوم! فقط و فقط، خط و خطوط اصیل انقلاب را هدف قرار دهد، سوالی است که شاید با کمی تامل در وابستگی وی به کارگزاران و نزدیکی اش با یکی از مقامات سابق نظام، روشن و هویدا شود.

 واضح نیست که آیا دوستان مسئول امر، به این نکته توجه ندارند که جایگاه رئیس شورای سیاستگذاری، سمتی است خود ساخته که هیچ هویت خارجی نداشته و صرفاً برای فرار وی از مسئولیت های حقوقی و کیفری مطبوعات تحت نظرش، جعل شده است؟ در جایی که بسیاری از اعضای عادی منافقین که در همان اوایل انقلاب توبه کرده ولی به خاطر برخی دلایل امنیتی، اجازه فعالیت در مشاغل دولتی را نداشته و از تصدی منصب های مهم اجتماعی محرومند، چگونه باید فردی با سوابق روشن ضد امنیتی و ضد ملی، چنین بی محابا به ارزشها تاخته، و هر روز بیشتر از دیروز، هجوم گسترده ای را به اقدامات و عملکرد دولت نهم و شخص آقای رئیس جمهور بیآغازد؟

 خیانت های او و نشریات وابسته اش، تنها نسبت به رای و حمایت میلیون ها ایرانی از آقای احمدی نژاد نیست، بلکه مروری بر جهت گیری و سمت و سوی روزنامه ها و هفته نامه هایی که او سیاست گذاریشان می کند، نشان می دهد که در مقولاتی مانند؛ به رسمیت شناختن اسرائیل و زیر سوال بردن مقاومت حزب الله لبنان و قیام مردم عراق، این نشریات همگام با دشمنان حرکت های فوق حرکت کرده و با حرکتی هدفمند آنها را به سخریه گرفته، زیر سوال برده اند. 

آیا این وظیفه مدعی العموم نیست، که از رای میلیونها ایرانی دفاع کرده و اجازه هتاکی نسبت به مقام اول اجرایی کشور و اهانت به آرمان ها و اهدافی که صدها هزار خون برای تحقق آنها ریخته شده است، را توسط عناصری چنین معلوم الحال ندهد؟

منبع:  سید سینا حسینی / رجانیوز

در این آدرس عکس های جالبی از عطریانفر و عبدالله نوری و غلامعباس توسلی و... می توانید ببینید: http://hamhameh.fotopages.com/?entry=655938

نکند در لباس دین و اصلاحات ابزار ناتوی فرهنگی دشمن شویم....

 ناتوى فرهنگى‏ اهداف، ابزارها و مصادیق‏

مرتضی شیرودی /منبع:فارس نیوز

 امروز، مسئله خطرناک، این است که سررشته تحولات منفى در سطح بین‏المللى، در دست کسانى است که مى‏خواهند به وسیله این تحولات، اهداف خودشان را که یا زر است یا زور، تأمین کنند و براى آنها چیزى به نام هویت ملت‏ها، اصلاً ارزش ندارد که متأسفانه این، در صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنى تحولات کشورهاى آسیایى، آفریقایى و آمریکاى لاتین، در دام طراحى باندهاى قدرت بین‏المللى افتاده است و طراح اینها، صهیونیست و سرمایه‏داران بین‏المللى بوده‏اند. آن چه براى اینها مهم است، کسب قدرت سیاسى است که بتوانند در کشورها و دولت‏هاى اروپایى و غیره نفوذ کنند؛ قدرت سیاسى را در دست بگیرند؛ پول کسب کنند و این کمپانى‏ها، سرمایه‏هاى عظیم، کارتل‏ها و تراست‏ها را به وجود آورند....هدف، این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضا کند که اخلاق جنسى ملت‏ها را خراب کنند، به راحتى مى‏کنند؛ مصرف‏گرایى را در بین آنها ترویج کنند، به راحتى این کار را انجام مى‏دهند؛ بى‏اعتنایى به هویت‏هاى ملى و مبانىِ فرهنگى را در آنها ترویج کنند، این کار را مى‏کنند. اینها، اهداف کلان آنها است که تصویر کرده‏اند. آن وقت، همیشه لشگرى هم از امکانات فرهنگى و رسانه‏اى و روزنامه‏هاى فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات، در مشت اینها قرار دارد که از آنها به «ناتوى فرهنگى» تعبیر مى‏کنند؛ یعنى مانند پیمان ناتو که آمریکایى‏ها در اروپا به عنوان مقابله با شوروى سابق، یک مجموعه مقتدر نظامى به وجود آوردند؛ اما براى سرکوب هر صداى معارض با خودشان، در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره، از آن استفاده مى‏کردند، حالا یک ناتوى فرهنگى هم به وجود آورده‏اند. این، بسیار چیز خطرناکى است. البته براى حالا هم نیست؛ سال‏هاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانه‏هاى گوناگون از ماهواره‏ها، تلویزیون‏ها و رادیوها که حالا اینترنت هم داخلش شده است، در جهت مشخصى حرکت مى‏کنند تا سررشته تحولات جوامع را به دست بگیرند.

گوشه‏اى  از  سخنان  رهبر  معظم  انقلاب(حفظه الله)  در  جمع  دانشگاهیان  استان  سمنان‏

امروزه رسانه‏هاى فراملى، به مثابه یکى از مؤثرترین ابزار تحکیم هژمونى نظام سلطه جهانى، به ویژه آمریکا، عمل مى‏کنند. این رسانه‏ها، وابسته به شرکت‏هاى قدرتمند و بانفوذ فراملیتى‏اند و در جهت تأمین منافع کشورهایى چون آمریکا، نقشى اساسى دارند. به بیان دیگر، مؤثرترین ابزار براى جهانى کردن فرهنگ غرب، شرکت‏هاى فراملى و نیروى محرکه این فرآیند، بهره‏گیرى از انقلاب، در عرصه فناورى اطلاعات و جهانى شدن ارتباطات است. پدیده جهانى شدن ارتباطات را پس از دهه 1960م. مى‏توان از رشد رسانه‏ها و شرکت‏هاى فراملى، نظیر تایم وارنر، دیزنى، رویترز، سونى، مردوخ و برتلزمن، دریافت که همگى وابسته به اقتصادهاى پیشرفته‏اند؛ به گونه‏اى که سازمان‏هاى دولتى و غیردولتى ارتباطى را به شدت تحت‏الشعاع خود قرار داده‏اند.

بخش زیادى از سلطه رسانه‏هاى غربى بر جهان، به آمریکا تعلق دارد که این مسئله را باید ناشى از تجربه بازاریابى، رشد و استفاده از تکنولوژى‏هاى جدید در جهت دست‏یابى به جلوه‏هاى ویژه دانست. شاید به همین علت است که تلاش دولت‏هاى ملى در جهت حفظ جوامع خود از سیطره فرهنگى آمریکا، چندان موفقیت‏آمیز نبوده است؛ زیرا از یک سو، محصولات فرهنگى آمریکا، حاوى مفاهیم جذابى چون آزادى، حق انتخاب‏هاى فردى و آینده مطلوب است و از سوى دیگر، زیرساخت‏هاى نامطلوب کشورها، باعث تسهیل انتقال و پذیرش محصولات فرهنگى آمریکایى شده است. دیگر دلایل موفقیت رسانه‏هاى آمریکایى در تسلط بر جهان را مى‏توان به صورت زیر برشمرد:

1. سلطه‏گرایى جهانى رسانه‏اى آمریکایى‏

در گذشته، تعادلى بین منافع کارگرى و کشاورزى از یک سو و شرکت‏ها از سوى دیگر، وجود داشت؛ امّا امروزه، این شرکت‏هاى تجارى رسانه‏اى هستند که بر امور، سلطه یافته‏اند. بخشى از این سلطه‏یابى، به کمکى برمى‏گردد که رسانه‏ها در امر مبارزات انتخاباتى ایفا مى‏کنند. هزینه‏هاى تبلیغات رسانه‏اى نامزدها، مرتب در حال افزایش است که این امر، به افزایش توانایى مالى شرکت‏هاى رسانه‏اى از طریق بهره‏جویى از نامزدهاى به قدرت رسیده، منجر شده است. از این رو، این شرکت‏ها از حمایت وسیع قانونى در آمریکا بهره‏مندند.

از یک قرن قبل، دادگاه عالى آمریکا، همان حقوقى را که براى افراد قائل است، براى شرکت‏ها نیز در نظر گرفت و از این جهت، نظارت بر رسانه‏ها، بسیار دشوار گردید. همچنین، در دهه 1970م. این شرکت‏ها از اصلاحیه اول قانون اساسى آمریکا، براى گسترش و سیطره جهانى فعالیت‏هاى خود، بهره گرفتند. از آن جا که رسانه‏ها، از حمایت مالى گسترده آگهى دهندگان برخوردارند، به نحو گسترده‏اى، اقدام به پخش آگهى‏هاى تبلیغاتى و تجارى مى‏کنند. این رسانه‏ها، تبدیل به دستگاه‏هاى عظیم بازاریابى و ایدئولوژیکى، به منظور تأثیرگذارى شرکت‏ها شده‏اند. در واقع، این رسانه‏ها، مفسران نهایى واقعیت هستند و واقعیت را هم بر اساس منافع شرکت‏ها تعریف مى‏کنند.

نتیجه این که، اقتدار شرکت‏هاى رسانه‏اى، در حال افزایش است و آنان به دنبال یافتن بازارهاى جدید، کاهش مالیات بر فعالیت‏هاى خود و کسب منافع بیشتر از حکومت‏ها هستند. در این راستا، شرکت‏ها و رسانه‏هاى فراملى، اولویت بسیار زیادى براى مقررات‏زدایى قائلند؛ زیرا بدین وسیله مى‏توانند به سادگى در رسانه‏هاى ملى نفوذ کنند و از طریق بنگاه‏هاى تبلیغاتى خود، به صورت نامحدودى، بر آنها تأثیر بگذارند. یکى از راه‏هایى که به موفقیت شرکت‏هاى فراملى رسانه‏اى آمریکا بر جهان انجامیده است، تمرکز در فعالیت‏ها و حرکت به سوى تأسیس اتحادیه‏هاى رسانه‏اى است. دو نمونه بارز این مسئله، عبارتند از:

الف) اتحادیه ارتباطات راه دور بین‏الملل)ITV(؛ این اتحادیه، در سال 1856م. تأسیس و در سال 1932م. به اتحادیه بین‏الملل تلگراف، تغییر نام داد؛ سپس به منظور جلوگیرى از نفوذ جهان سوم، مجدداً سازماندهى شد و در پى‏آن، نقش شرکت‏هاى حقوقى در آن بیشتر گردید. این سازمان که هم اکنون، به عنوان یکى از نهادهاى تخصصى سازمان ملل فعالیت مى‏کند، نقش روز افزونى در حمایت از رسانه‏هاى ملى دارد.

ب) گات )GATT(یا موافقت‏نامه عمومى تعرفه و تجارت؛ این سازمان که امروزه، سازمان تجارت جهانى )WTO(خوانده مى‏شود، در سال 1947م. تأسیس و در سال 1996م. تغییر نام داد. این سازمان، در جهت حفظ منافع شرکت‏هاى رسانه‏اى و گسترش جریان اطلاعاتى غرب، تلاش زیادى کرد. به این دلیل، این شرکت‏ها بر قوانین و جریان‏هاى مربوط به روند گسترش اطلاعات، نظارت دقیق داشته، هر گونه مخالفتى را سرکوب مى‏کنند. آنها با بى‏طرف ساختن دولت‏ها، نفوذ جهانى خود را کامل کرده، بدون نظارت مؤثر، به فعالیت مشغولند؛ این در حالى است که سازمان‏هاى بین‏المللى دیگر، نظیر سازمان ملل متحد و یونسکو، در این زمینه، ضعیف و خلع سلاح شده‏اند.1

2. عملیات روانى سازمان سیا علیه اسلام‏

سازمان سیا )CIA(گرچه یک رسانه فراملى نیست، ولى در نقش یک رسانه فراملى، در تهاجم به فرهنگ‏هاى ملى، عمل مى‏کند. از این رو، آرتور کاستلز، یکى از مقامات جنگ فرهنگى سیا، خطاب به یک مقام مسئول آمریکایى در سال 1949م. چنین گفته است: به من، 100 میلیون دلار و 1000 انسان مصمم بدهید؛ تضمین مى‏کنم که چنان موجى از ناآرامى‏هاى دمکراتیک در میان توده‏ها، حتى در میان سربازان امپراتورى استالین، ایجاد کنم که براى مدتى طولانى، تمامى دغدغه وى به مسائل داخلى معطوف شود.

«جنگ سرد فرهنگى سیا و جهان هنر و ادب»، عنوان کتابى است از خانم فرانسیس ساندرس - پژوهش‏گر و روزنامه‏نگار انگلیسى - است که در سال 1999م. در لندن منتشر شد و اندکى بعد، غوغایى به پا کرد. این کتاب، به افشاگرى نقش سازمان سیا در هدایت فرهنگى و هنرى در بسیارى از کشورها، به ویژه در دوران جنگ سرد مى‏پردازد. خانم ساندرس، در کتابش نشان مى‏دهد که کوردمه‏یر، رئیس بخش عملیات روانى سازمان سیا، با همکارى دوستش، آرتوشلزینگر و بر پایه طرحى که ملون لاسکى ارائه داد، حرکتى را آغاز کردند که به ایجاد یک شبکه فرهنگى غول‏آساى جهانى یا ناتوى فرهنگى انجامید؛ به طورى که بودجه آن در سال 1950م. و در زمان ریاست جمهورى ترومن، 34 میلیون دلار بود. گرچه جنگ سرد به پایان آمد، ولى سازمان سیا، با بهره‏گیرى از تجارب دوران جنگ سرد، با بودجه و شدت بیشترى، براى پیروزى در عرصه‏هاى دیگرى، چون اسلام و ایران و از طریق شیوه‏هاى زیر تلاش مى‏کند:

الف) سینما

در هالیوود، مأموران سیا، کارگردانان را ترغیب مى‏کنند تا در فیلم‏هاى خود، از سیاه پوستان بیشترى استفاده نمایند؛ آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر بکشند و از این طریق، آمریکا را جامعه‏اى آزاد و دمکرات نشان دهند. فیلم «مزرعه حیوانات» جرج ارول، در این راستا و با سرمایه سیا در سال 1984م. تولید شد. در این مورد، حتى مى‏توان به فیلم «روز استقلال هالیوود» در سال 1996م. اشاره کرد. در این فیلم، موجودات فضایى مى‏خواهند جهان و بشر را از بین ببرند تا به منابع و ثروت‏هاى زمین دست یابند؛ اما نیروى هوایى آمریکا، تحت رهبرى و هدایت رئیس جمهور، بر این موجودات فائق مى‏آیند. این فیلم در حقیقت، ستایشى از قدرت عظیم آمریکا براى دست‏یابى به پیروزى، در نبرد با دشمن انسانیت است!

ب) کتاب‏

بسیارى از کتاب‏هاى کمپانى پراگر، با بودجه سیا چاپ مى‏شوند. کتاب «طبقه جدید» میلوان جیلاس هم با کمک سیا و در تیراژ بالا منتشر شد و در سراسر جهان توزیع گردید. سیا، 50 هزار نسخه از یکى از کتاب‏هاى ایروینگ کریستون را براى توزیع مجانى در سراسر جهان خریدارى کرد. طبق تخمین خانم ساندرس، تنها در دوران جنگ سرد، حدود 1000 عنوان کتاب به وسیله سیا و تحت پوشش بنگاه‏هاى انتشاراتى تجارى و دانشگاهى، در آمریکا به چاپ رسید.

ج) همایش‏

سیا در سال 1950م. با گردآوردن 100 نویسنده مشهور از سراسر جهان، کنگره آزادى فرهنگى را در برلین دایر کرد. در این کنگره، نویسندگان برجسته‏اى چون آرتور کوستلر، سیدنى هوک، ملوین لاسکى، ایناتسیو سیلونه و جرج ارول شرکت داشتند. یکى از اولین اقدامات کنگره، اختصاص بودجه‏اى کلان، براى چاپ نشریات روشنفکرى در پاریس، برلین و لندن بود. هدف ابتدایى کنگره، تقویت چپ‏گرایان غیرکمونیست و مقابله با روحیات و تبلیغات ضدآمریکایى بود. هدایت کنگره را مایکل یسلون، کارمند واحد جنگ روانى برعهده داشت.

د) دانشگاه‏

تعدادى از دانشگاه‏هاى مشهور آمریکا، مانند کلمبیا، استانفورد، نیویورک و هاروارد، زیر نفوذ سازمان سیا هستند. بنیاد فارفیلد در دانشگاه کلمبیا، یکى از مهم‏ترین مراکزى است که بودجه عملیات فرهنگى سیا، از طریق آن به نهادهاى فرهنگى مبلّغ فرهنگ آمریکایى منتقل مى‏گردد. ظاهراً این بنیاد را یک ثروتمند یهودى به نام جولیوس فیلشن ایجاد کرده؛ ولى در واقع، با بودجه سیا اداره مى‏شود. هدایت این بنیاد را زمانى جک تامپسون، مأمور سیا و استاد دانشگاه کلمبیا در دست داشت.

و) روشنفکران

خانم ساندرس، فهرستى از شوالیه‏ها یا روشنفکرانى چون کارل پوپر، توماس کوهن، آیزایا برلین، والت روستو، دانیل بل، ریمون آرون، حنا آرنت، سیدنى هوک و هنرى لوس را ذکر مى‏کند که با تأسیس نشریاتى چون پارتیزان ریویو، نیولیدر، در مونات، کینان ریویو و پرووه، مخالفان کمونیسم دیروز و دشمنان اسلام امروز را در سراسر جهان، تغذیه فکرى مى‏کنند. عجیب آن که اکثر شوالیه‏هاى جنگ سرد فرهنگى، یهودى‏اند!

ه) ترور

ترویج فرهنگ به اصطلاح آزاد، همپاى سیاست ترور و کشتار روشنفکران و دگراندیشان، در تمامى دوران جنگ سرد و پس از آن، جریان دارد. طبق برخى از تخمین‏ها، حداقل در دوران جنگ سرد، سیا، حدود 150 هزار معلم، استاد، رهبر اتحادیه کارگرى، کشیش و روحانى مخالف را به قتل رسانده و برخى این رقم را تا 300 هزار نفر افزایش داده‏اند. این پدیده که از آن به «ترور دولتى» یاد مى‏شود، پنهان و مخفیانه صورت مى‏گیرد.2

3. ارتش آمریکا و بازى‏هاى رایانه‏اى

از دیگر ابزارهاى ناتوى فرهنگى آمریکا و غرب علیه جهان غیرغرب، بازى‏هاى رایانه‏اى است. بازى‏هاى رایانه‏اى را صرفاً نباید پدیده‏اى براى سرگرمى کودکان و نوجوانان دانست؛ بلکه این بازى‏ها به ابزار تبلیغاتى مهمى در دست ارتش‏هاى مهاجم و سرکوب‏گرى چون ارتش آمریکا هستند که در بطن و درون خود، هدف‏هاى سیاسى - نظامى شیطانى را دنبال و القا مى‏کنند.

بسیارى از تحلیل‏گران، جنگ خلیج فارس در سال 1991م. را یک بازى رایانه‏اى توصیف کردند؛ زیرا این جنگ، بیشتر به یک جنگ رایانه‏اى شبیه بود و نه یک جنگ واقعى. همین واقعه، درباره جنگ دوم خلیج فارس هم تکرار شد. رایانه‏اى بودن این جنگ‏ها را اظهارنظر بوش پدر با عنوان «بازى تمام شد» و گفته یک ژنرال آمریکایى که «تاکتیک این جنگ، از بازى رایانه‏اى اقتباس شد»، تأیید مى‏کند. این جملات، مى‏تواند براى طرفداران بازى‏هاى رایانه‏اى، لذت‏بخش باشد؛ به این دلیل که دیگر نمى‏توان بازى‏هاى رایانه‏اى را تنها وسیله‏اى براى وقت‏گذرانى دانست. بازى رایانه‏اى، فقط یک تفریح بى‏خطر نیست؛ بلکه رسانه‏اى براى بیان و نهادینه‏سازى برخى پیام‏هاست؛ البته این پیام‏رسانى به صورت آشکار صورت نمى‏گیرد؛ بلکه در جهتى به دور از اهداف ظاهرى و ابتدایى، از آن استفاده مى‏شود. استفاده از بازى‏هاى رایانه‏اى، در جهت هدف‏هاى سیاسى و نظامى، به آن جهت مزورانه است که براى مردم، ناشناخته است. برخى از این بازى‏ها عبارتند از:

الف) بازى بازگشت به قلعه ولفن اشتاین )Return to castle wolfenstein( عرضه شده در نوامبر 2001م. که بازى‏کننده در نقش یک سرباز آمریکایى در جنگ جهانى دوم ظاهر مى‏شود. او به درون کاخ‏هاى نازى نفوذ مى‏کند و با سربازان s.s به مبارزه مى‏پردازد و در پیچ و خم راهروى کاخ‏ها، سربازان آلمانى را از پاى در مى‏آورد. در این بازى، نوعى دیدگاه جانبدارانه به نفع آمریکایى‏ها وجود دارد.

ب) بازى طوفان صحرا )Conflict Desert Storm(عرضه شده در سپتامبر 2002م. که بازى‏کننده در نقش یک سرباز انگلیسى و آمریکایى است که مأموریتش، آزادسازى عراق از یوغ دیکتاتورى است. او در این بازى، یک دشمن مى‏شناسد و آن هم سرباز عراقى است. این بازى، هیچ مخالفتى را در آمریکا به وجود نیاورد و تنها به افراد زیر 16سال، توصیه شد که این بازى را انجام ندهند. هدف پنهانى بازى طوفان صحرا، آن است که فرد بازى‏کننده، خود را در موضع دفاع از نظم جهانى قرار دهد.

ج) بازى ارتش آمریکا )Amricans Army(عرضه شده در ژوئیه 2002م. که بازى‏کننده در آن، به یک سرباز آمریکایى تبدیل مى‏شود. هدف ارتش آمریکا که سازنده این بازى است، جذب بیشتر جوانان به سوى مشاغل نظامى است. براى استفاده از این بازى، باید بر روى پایگاه اینترنتى ارتش آمریکا ثبت‏نام کرد که تاکنون، بیش از یک میلیون نفر در این پایگاه، ثبت‏نام کرده‏اند. در نمایشگاه بازى رایانه لس‏آنجلس )E3(در مه 2003م. افرادى که در انتظار باز شدن درهاى نمایشگاه بودند، در مقابل درب‏هاى نمایشگاه به تماشاى یک برنامه شبیه‏سازى شده، مثل بازى هنگ 101 نیروى هوایى، پرداختند. در بازى بازگشت به بغداد Back to Gagad()، بازى کننده به جنگ سال 1991م. آمریکا علیه عراق برمى‏گردد که در آن نیز، یک دیدگاه انحصارگرایانه به نفع آمریکا به چشم مى‏خورد.

ارتش آمریکا، به طور مستقیم و غیرمستقیم در تولید و توزیع بازى‏هاى رایانه‏اى جنگى و نظامى، دخالت دارد. توانایى این کار، در ارتش آمریکا دیده مى‏شود؛ زیرا ارتش، ماهرترین برنامه‏نویس‏ها را جذب کرده و تواناترین موتورهاى بازى را خریدارى کرده است. درمواقعى که ارتش نتواند به تولید بازى‏هاى رایانه‏اى بپردازد، دیگر سازندگان بازى‏هاى رایانه‏اى را به انقیاد در مى‏آورد؛ به طورى که اگر سازندگان بازى‏هاى رایانه‏اى، نرم‏افزارى را طراحى کنند که در آن به یک نظامى توهین شود، به 500 دلار جریمه، محکوم مى‏شوند.3

بحران رسانه‏اى در آمریکا : علت ناتویى شدن رسانه‏اى آمریکایى چیست؟

روز به روز بر روند تمرکزگرایى در ارتباط جمعى آمریکا و بر اقتدار مالکان و صاحبان رسانه‏هاى جمعى افزوده مى شود. در واقع، با وجود شعارهایى که در باب وجود چند فرهنگى در آمریکا به گوش مى‏رسد، یک فرهنگ، امواج و محتواى رسانه‏ها را به چنگ گرفته است. چنین وضعیتى را بن‏باگو دیکیان در کتاب «انحصار رسانه‏اى»، به خوبى تشریح کرده است. وى مى‏نویسد:

تعداد اندکى از مؤسسات اقتصادى، با چنگ انداختن بر بخش رسانه‏اى و اطلاع‏رسانى آمریکا، آن را از اصول کثرت‏گرایى دور ساخته‏اند. این مؤسسات که حدود 50 شرکت چند ملیتى‏اند و همگى منافع مالى مشترکى با چند مؤسسه اقتصادى عظیم و چندین بانک بین‏المللى بسیار مهم دارند، قسمت اعظم این بازار را در اختیار دارند، به گونه‏اى که، در سال 2003م.، تنها ده مؤسسه بزرگ اقتصادى بر این بخش فرمانروایى مى‏کردند. سیاستمداران آمریکایى نیز از تصویب مقررات مراقبتى بر این مؤسسات، طفره مى‏روند؛ زیرا مؤسسات اقتصادى بزرگ از محدودیت‏هاى بیش از حد ناشى از فشارهاى قانونى، لطمه خواهند خورد. از این رو، سیاستمداران، راه حل را در خارج ساختن این بخش از حوزه قانون‏گذارى دولتى دیده‏اند؛ همان گونه که مایکل پاول، پسر وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و رئیس کمیسیون ارتباطات دولت فدرال، به عنوان مسئول قانون‏گذارى در این بخش، مخالف وضع و تصویب هر گونه قانون در این زمینه و طرفدار متعصب بازار آزاد است. راز مهم دیگرى که باعث آزاد گذاشتن اربابان رسانه‏اى شده، این است که در فاصله زمانى بین 1993 تا 2003م. اربابان ارتباط جمعى، 75 میلیون دلار به مبارزات انتخاباتى نامزدهاى دو حزب عمده آمریکا، کمک مالى کرده‏اند. صنایع بزرگ رسانه‏اى، همچنین با تأمین مخارج کامل 1460 سفر اعضا و کارمندان کمیسیون ارتباطات دولت فدرال، در فاصله سال‏هاى 1995 تا 2000م. دوستى آنان را براى خود حفظ کرده است.

هم اکنون، بیشتر شبکه‏هاى بزرگ رادیویى، کانال‏هاى تلویزیونى، روزنامه‏ها و نشریات دیگر، در اختیار گروه اندکى از مؤسسات اقتصادى قرار دارند. آنها همچنین بر روى دو هدف عمده اینترنت و حذف مقررات ضد انحصار، تمرکز یافته‏اند؛ زیرا حداقل کنترل دسترسى به اینترنت به صورت عمده، براى این مؤسسات اقتصادى، مى‏تواند منبع سودى سرشار باشد. بنابراین، جاى تعجب نیست که در سال 1999م. مجموعاً 110 شرکت، 60 درصد کاربران شبکه را در اختیار داشتند؛ ولى در سال 2000م. تنها 14 شرکت، صاحب همان سهم از بازار آزاد بودند.

علاوه بر این، شرکت‏هاى بزرگ، کمیسیون ارتباطات را به سمت تجدید نظر در قانون 1993م. که شرکت‏ها را از در اختیار گرفتن بیش از 30 درصد بازار منع مى‏کند، سوق داده‏اند؛ از این رو، قانون مخابرات 1996م. محدودیت‏هاى وارده بر تمرکزگرایى در مالکیت ایستگاه‏هاى رادیویى را لغو کرد. حاصل این تصمیم، آن شد که کِلر چاثل در سال 2001م. به تنهایى چندین ایستگاه رادیویى را در اختیار داشت. تمرکزگرایى، نتیجه‏اى دیگر هم دارد و آن این که روزنامه‏نگاران عضو مؤسسات اقتصادى، تشویق نمى‏شوند که نقّادانه درباره مالکین خود، اطلاع‏رسانى و افشاگرى نمایند و در نتیجه، اطلاع‏رسانى به صورت کالا در مى‏آید و تولید روزنامه‏نگاران، معناى واقعى خود را از دست مى‏دهد. به این ترتیب، جنبه‏هاى تحقیقى مقالات روزنامه‏نگاران از بین مى‏رود. به این جهت، مؤسسات اقتصادى‏اى که ثروت و دارایى فراوانى در حوزه اینترنت و مطبوعات دارند، به جاى تولید و تحقیق، همواره به کپى کردن مطالب یک روزنامه یا رسانه، در روزنامه‏ها و رسانه‏هاى خود دست مى‏زنند و به این وسیله، کیفیت کار روزنامه‏نگارى، جدیت کارى و بررسى حقیقت خبر، همیشه در نظر گرفته نمى‏شود.4

صهیونیسم و مقاصد جهانى سیطره رسانه‏اى

آن چه در پى مى‏آید، خلاصه‏اى ازنظرات داک، نماینده پیشین مجلس آمریکا از ایالت لوئیزیاناست.بسیارى دچار این توهم هستند که در آمریکا، مطبوعات آزادند؛ اما واقعیت این است که در آمریکا، هر کسى آزاد است که هر نشریه و رسانه‏اى را منتشر کند؛ ولى هیچ گاه آزاد نیست که هر سخنى را بگوید؛ البته به استثناى نشریاتى با تیراژ پایین و در سطح محلى که هرگز براى ساختار قدرت، خطر جدى محسوب نمى‏شوند. آنها گاهى اجازه گفتن هر سخنى را دارند! در واقع، روزنامه‏ها، مجله‏ها، ایستگاه‏هاى رادیویى و شبکه‏هاى تلویزیونى، به طور باور نکردنى، کنترل مى‏شوند؛ به حدى که در بسیارى از شهرهاى عمده اروپایى، کنترل بر رسانه‏ها، به گستردگى سلطه آمریکاییان بر رسانه‏ها نیست؛ مثلاً در اروپا در میان انبوه نشریات، مى‏توانید روزنامه‏اى را پیدا کنید که حامى فلسطینى‏ها باشد؛ اما در آمریکا در میان 2000 روزنامه، حتى یک روزنامه هم پیدا نمى‏شود که دیدگاهى فلسطینى داشته باشد. گرچه روزنامه‏هاى معدودى هستند که بر سر برخى از مسائل، با دولت اسراییل، اختلاف نظر دارند - همان طور که در خود اسراییل هم در برخى اوقات، اعتراضات ضددولتى دیده مى‏شود - ولى بر سر مسائل بنیادین، همه مطبوعات و نشریات آمریکایى، چه در تملک یهودیان باشند یا نباشند، بدون توجه به شرارت‏ها، کشتارها و نقض حقوق بشر توسط اسراییل، حامى آن دولتند؛ در حالى که اسراییل از بدو تأسیس، هزاران تن از مردان، زنان و کودکان فلسطینى را کشته است. علاوه بر این، آنان به تخریب عمدى هزاران خانه، شرکت، بیمارستان و مدرسه پرداخته و ده‏ها هزار نفر را کور، ناقص، فلج و انگشتان افراد بسیارى از جمله، هزاران کودک را قطع کرده‏اند. همچنین صدها هزار فلسطینى را زندانى و شکنجه کرده‏اند و بدتر از همه، در این دوران تخریب و کشتار، اسراییلى‏ها اقدام به تأسیس صدها شهرک یهودى در سرزمین‏هاى فلسطینیان کرده‏اند. در حقیقت، همان گونه که خانه‏ها و شهرهاى فلسطینى را خراب مى‏کنند، یهودیانى را از مکان‏هایى چون نیویورک و مسکو، روانه اسراییل مى‏کنند و براى آنها، خانه‏هایى در شهرک‏هاى مردم مظلوم فلسطین مى‏سازند.

بیشتر آمریکاییان از این مسئله بى‏خبرند و بى‏خبرى آنان، ناشى از آن است که یهودیسم و صهیونیسم، بر اکثریت عظیم رسانه‏هاى آمریکا، کنترل و سیطره دارد. این کنترل و سیطره، تنها براى مخفى کردن جنایات اسرائیل در فلسطین صورت نمى‏گیرد؛ بلکه آنها چه در آمریکا و چه در سایر نقاط جهان، سرورى و برترى نژاد یهود را تبلیغ مى‏کنند و معتقدند که از حق الهى حکومت، نه تنها بر فلسطین، بلکه بر تمام جهان برخوردارند و این اندیشه‏ها را ترویج مى‏کنند. در این راستا، آنان همواره تلاش مى‏کنند تا فرهنگ، هویت و انسجام نژادى و اقتصادى و استقلال سیاسى هر کشورى را در جهان، تضعیف کنند. به دیگر بیان، یهودیان و نظم نوین جهانى آنها، به دنبال نابودى هر ملت، فرهنگ، میراث و نژادى به جز یهود است. آنان به دنبال سلطه بر رسانه‏ها، اقتصاد و حکومت‏ها هستند. گرچه باید از آرزوى یهودیان در حفظ نسل، فرهنگ و دینشان حمایت و دفاع کرد، اما سلطه‏جویان یهودى، به دنبال نابودى هر جنبش میهن‏پرستانه، به غیر از جنبش خود هستند و این کار، نخست از طریق رسانه‏ها انجام مى‏گیرد.5

نتیجه‏

جریانى که به عنوان نومحافظه‏کار، در سال‏هاى اخیر، در آمریکا سربرآورده و سیاست‏هاى نظامى‏گرایانه جرج بوش را تغذیه و پشتیبانى مى‏کند، ادامه همان کانونى است که عملیات فرهنگى سیا را در دوران جنگ سرد هدایت مى‏کرد. به عنوان مثال، از ایرنیگ کریستون، روشنفکر سرشناس یهودى، به عنوان بنیان‏گذار جریان نومحافظه‏کارى یاد مى‏کنند. هم اکنون پسر او به نام ویلیام کریستون، به صراحت بر تداوم همان سیاست‏ها تأکید مى‏کند. او مى‏نویسد:

آینده بشریت، منوط به یک سیاست خارجى راسخ، آرمان‏گرا و خوش‏بینانه، از سوى آمریکاست. در واقع، آمریکا نه تنها باید پلیس و کلانتر جهان شود، بلکه باید راهنماى آن نیز باشد. بنابراین، مى‏توان گفت که پدیده تهاجم فرهنگى موجود، به این معناست که کانون‏هاى قدرتمند سلطه‏گر جهانى در سرویس‏هاى اطلاعاتى غرب، براى فروپاشى یک نظام سیاسى و یا تحمیل طرح‏هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى خود بر یک جامعه مستقل، عملیات روانى، فرهنگى و تبلیغاتى معینى را سازمان مى‏دهند. این عملیات، در گذشته علیه شوروى سوسیالیست بود و امروز علیه اسلام و نظام جمهورى اسلامى ایران است.

1. هربرت شیلر، مقابله با رسانه‏هاى فراملى، چالش بزرگ آینده، ماهنامه سیاحت غرب، آذر 1382، ص 12-17 .

2. به نقل از عبداللَّه شهبازى، سیا و جنگ سرد فرهنگ، مندرج در .Shahbazi.org

3. استفان پیلت، «بازى‏هاى رایانه‏اى سلاح تبلیغاتى»، لوموند دیپلماتیک، اکتبر 2003؛ به نقل از ماهنامه سیاحت غرب، آبان 1382، ص 54.

4. اریک کلینبرگ، ده ارباب رسانه‏اى آمریکا، لوموند دیپلماتیک، آوریل 2002، ص 24.

5. دیوید راک، جهان‏گرایان یهودى؛ به نقل از ماهنامه سیاحت غرب، مهر 1382، ص 37-42.

منبع:http://www.danaee.com/

ناتوی فرهنگی/ جنگ نرم با استفاده از عوامل نفهم و مغرض داخلی

 کتاب جدید AFPCعلیه ایران

شورای سیاست خارجی آمریکا(AFPC) به منظور معرفی کتاب تازه خود علیه ایران، کنفرانسی مطبوعاتی در باشگاه ملی مطبوعات برگزار کرد.این کتاب با عنوان «رویارویی با تهران: استراتژی‌‏های برخورد با رژیم جمهوری اسلامی» چگونگی برخورد با ایران به عنوان آنچه که «یکی از بزرگ‌‏ترین خطراتی که امنیت آمریکا و جهان را تهدید می‌‏کند» می‌‏نامند را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دادند.

بنابراین گزارش، «ایلان برمن» معاون این مرکز تحقیقاتی و ویراستار کتاب، با معرفی «تام ریج» رئیس پیشین سازمان امنیت‌‏داخلی ایالات‌‏متحده‌‏آمریکا کنفرانس را آغاز کرد. «تام ریج» که دوبار به سمت فرمانداری ایالت «پنسیلوانیا» برگزیده شده و نخستین وزیر امنیت‌‏ملی آمریکا بوده است، در مورد خطرات «جمهوری اسلامی» که نه تنها آمریکا بلکه جهان آزاد را تهدید می‌‏کند، سخن گفت. وی ادعا کرد که ایران در انزوای سیاسی قرار گرفته است و از دنیای آزاد فاصله می‌‏گیرد.

به عقیده تام ریج، بهترین راه‌‏حلی که آمریکا باید در این زمینه پیش گیرد، «اعمال تحریم‌‏های گسترده اقتصادی علیه ایران است. تام ریج در سخنانش بارها تأکیدکرد که «حمله نظامی»، آخرین گزینه برای حل بحران موجود است و دیپلماسی و مذاکرات سیاسی بهترین روش برای دستیابی به تفاهمی مشترک برای رفع صلح‌‏آمیز این مشکل است.وی افزود که فعالیت‌‏های هسته‌‏ای ایران، روندی غیردموکراتیک را در خاورمیانه پدید آورده است و فضایی ناآرام را در منطقه ایجاد خواهد کرد.»

«ایلان برمن» معاون مرکز تحقیقاتی شورای سیاست‌‏خارجی آمریکا در سخنان خود به جنبه‌‏های مختلف بحران موجود پرداخت و راه‌‏های مقابله با سیاست‌‏های کنونی جمهوری اسلامی را تشریح کرد. او نیز مانند تام ریج بر اهمیت گفت‌‏وگوهای دو جانبه تأکیدکرد و گزینه نظامی را آخرین راه حل موجود دانست. برمن ضمن مقایسه آنچه «بحران ایران» می‌‏نامید با «دوران جنگ سرد و حضور شوروی سابق»، گفت که آمریکا اطلاعات دقیق و کاملی از جزئیات برنامه هسته‌‏ای ایران در دست ندارد و این در حالی است که در دوران جنگ سرد، آمریکا آگاهی و اطلاعات لازم و کافی را از شوروی در دست داشت.وی افزود که ایران باید جزئیات برنامه هسته‌‏ای خود را در اختیار جامعه جهانی قرار دهد و با سازمان‌‏های بین‌‏المللی در این زمینه همکاری کند. ایلان برمن گفت: «آمریکا نیز باید دیدگاه خود نسبت به ایران و مسائل آن را گسترش دهد.»

معاون مرکز تحقیقاتی شورای سیاست‌‏خارجی آمریکا تحریم اقتصادی را یک گزینه منطقی خواند و گفت که دولت آمریکا می‌‏تواند از آسیب‌‏پذیری اقتصادی جمهوری اسلامی استفاده و درآمدهای نفتی ایران را با مشکلات جدی مواجه کند. او افزود، با وجود اینکه ایران از صادرکنندگان عمده نفت جهان محسوب می‌‏شود، هنوز نیاز مبرمی به واردات فرآورده‌‏های نفتی دارد و هرگونه تحریم احتمالی، اقتصاد این کشور را با مشکلات جدی مواجه می‌‏کند.برمن در بخش دیگری از سخنان خود، به نقض «حقوق بشر در ایران» اشاره کرد و گفت که در حال حاضر، آمریکا بیشتر توجه خود را به مسائل هسته‌‏ای ایران معطوف داشته است و این باعث انحراف از مسأله نقض حقوق بشر در این کشور می‌‏شود. ایلان برمن گفت: «جاه‌‏طلبی ایران در پیگیری برنامه هسته‌‏ای خود، جسارت دیگر کشورهای منطقه خلیج فارس را نیز در این زمینه برانگیخته و مشکلات بسیاری را پدید آورده است.» وی تصریح کرد که در سال 2002 میلادی ایران تنها کشور خلیج فارس بود که به فعالیت‌‏های هسته‌‏ای می‌‏پرداخت ولی در حال حاضر 9 کشور دیگر منطقه نیز در پی دستیابی به توانائی‌‏های هسته‌‏ای هستند. ایلان برمن ضمن اشاره به آنچه که «نقش منفی ایران بر امنیت و ثبات خاورمیانه» می‌‏نامید، گفت که جمهوری اسلامی از گروه‌‏های ضددموکراتیک و تروریستی در کشورهای همجوار حمایت می‌‏کند که بحران‌‏های موجود در لبنان، افغانستان و عراق نمونه‌‏های مشخصی در این زمینه هستند.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12306

سخنان یک مقام امنیتی درباره براندازی نرم

 مدیرکل اطلاعات استان خراسان رضوی گفت: بحث براندازی نرم داستان جدیدی است که دشمن به علت ناکارآمدی تاکتیک‌های قبلی شروع کرده است؛ چراکه با روش‌های مختلف از طریق موسسات واشنگتن و اینترپل و شخصیت‌هایی مثل مایکل ودی به این نتیجه رسیده که فروپاشی نظام جمهوری اسلامی از داخل آن مسیر می‌شود. 

وی طی سخنانی در شورای اداری خراسان رضوی ادامه داد: این نکته مهمی است که مسوولین و مردم متدین جامعه باید به آن توجه داشته باشند؛ چراکه بحث مهم روز است. جنگ نرم، شیوه‌ای جدید و پیچیده است. توصیه من به ادارات و سازمان‌ها و مردم این است که از کامپیوترهایی که اسناد و مدارک نظام در آن قرار دارد استفاده شخصی نکنند؛ چراکه تمام اطلاعات کامپیوتر از این طریق مکش می‌شود.  وی درباره مصادیق جنگ نرم گفت: معاون وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ ‌‌٤/٩/٨٥ گفت " کشورهای همسایه ایران، پنجره‌ای به سوی ایران است تا بتوانیم ایران را آزاد کنیم". توماس برلاین یکی از کارشناسان مسایل خاورمیانه نیز در تاریخ ‌‌١٢/١١/٨٥ گفت "لازم نیست آمریکا به ایران لشکرکشی کند بلکه کافیست روابط خود را با ایران گسترش دهد و سفارتخانه آمریکا در ایران را باز گشایی کند. در اولین گام پس از این کار کافی است ‌‌٥٠ هزار بورس تحصیلی به نخبگان و جوانان ایرانی بدهد، سپس بنشینیم و شاهد خروش شگفت‌آورترین وضعیت در ایران باشیم و حتی می‌توانیم بر سر آن شرط‌بندی هم بکنیم."  

مدیرکل اطلاعات استان خراسان رضوی با بیان این‌که " این بحث جدی است و نشان دهنده این است که ما باید کلان ببینیم تا در گردونه کارمان ملی شویم." ادامه داد: برای خنثی کردن جنگ نرم باید راهکارهایی را عملی کنیم. یکی ازاین راهکارها حفظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی است. وی افزود: در این استراتژی که در مقابل دشمن طراحی شده، تقدم و تاخر مشخص شده و بحث محکمی است. احتمالا در سال‌های آینده آدم‌هایی می‌آیند و می‌گویند عجب شعاری طرح شده نتیجه‌اش چه شد؟ آن‌چه دشمن را فراری می‌دهد افزایش رضایت‌مندی مردم است. اگر دشمن در قسمت اول شکست خورد و جنگ را هم بر ما تحمیل کرد، علت اساسی آن بعد از خدا و رهبری امام(ره) قطعا مردم بوده‌اند. افزایش رضایت با خدمتگزاری بی‌منت فراهم می‌شود و این همان چیزی بود که امام خمینی(ره) به آن معتقد بودند و این رضایت را چه در روز ورود و چه در روز وداع امام(ره) شاهد بودیم.

 مدیرکل اطلاعات استان خراسان رضوی گفت: بسیاری از کشورهای منطقه از ایران به خاطر جنگ روانی که آمریکا درست کرده است می‌ترسند و به آمریکا پناه می‌برند و فکر می‌کنند در این صورت دارای امنیت هستند! وی با بیان این‌که "مبارزه جدی است" گفت: در این شرایط سخت که در حال گذار هستیم، دشمن‌شناسی طی یک مسیر هوشمندانه و مدبرانه مهم است و باید مصمم باشیم؛ چراکه اگر ما مبارزه را رها کنیم، دشمن رها نمی‌کند، پس باید مدبرانه و با کم کردن ضریب خطا حرکت کنیم. وی با بیان این‌که " مشکل عمده مردم معیشتی، اقتصادی و اجتماعی است " گفت: این مسایل دست ماست و ما با اهتمام باید در حل آن تلاش کنیم. 

وی با اشاره به انتخابات مجلس گفت: اگر همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند برادری را تقویت کنیم ان‌شاءالله انتخابات پرشوری خواهیم داشت. مدیرکل اطلاعات استان خراسان رضوی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که " در فصل اول سال، ‌‌٥٦ شرور دستگیر شدند" و هم‌چنین با بیان این‌که " طی فصل گذشته بیش از ‌‌٧ تن باروت در استان کشف شد و می‌توان گفت بستر برای کار و تلاش در این جهت فراهم است" ادامه داد: چندین باند نیز دستگیر شدند که عمدتا افغان بودند.  

وی با اشاره به نارضایتی‌های اجتماعی گفت: ‌‌٧٨ درصد نارضایتی‌ها جنبه معیشتی و اقتصادی دارند که ما باید در جهت رضایت مردم تمام تلاش خود را انجام دهیم. وی با بیان این‌که " استان خراسان رضوی از لحاظ امنیتی در وضعیت مطلوبی قرار دارد" افزود: در ارزیابی وضعیت امنیتی یک منطقه پارامترهای مختلفی وجود دارد و دزدی و سرقت تمام پارامترهای امنیت نیست. مدیر کل اطلاعات استان خراسان رضوی با تشکر از اقدامات نیروی انتظامی در تحقق امنیت خطاب به مدیران این استان گفت: اقدامات نیروی انتظامی، رسیدگی خوب به پرونده‌های قضایی و کارهای خوب شما در ادارات همه در ایجاد امنیت موثر است. این سخنان به این معنی نیست که فکر کنیم امنیت پایدار می‌ماند؛ چراکه استان خراسان بزرگ است و دارای مولفه‌های مثبت و منفی بسیاری است.  وی افزود: وضعیت امنیتی که هم‌اکنون شاهد آن هستیم مرهون رصد شبانه‌روزی مشاورین امنیتی است که باید مستمر باشد. مدیرکل اطلاعات استان خراسان رضوی با بیان این‌که "‌‌٩٠ درصد مواد مخدر دنیا در افغانستان تولید می‌شود و‌‌٧٠ هزار هکتار کشت خشخاش وحشتناک است" گفت: این رقم قبل از ورود آمریکا به افغانستان ‌‌٣٠ درصد بود.

 وی تصریح کرد: قاچاقچیان به علت دوز بالا و حجم کم کریستال را به استان قاچاق می‌کنند و این نوع از مواد در خراسان بیشتر از سایر انواع دیگر مواد مخدر مصرف می‌شود. مدیر کل اطلاعات استان خراسان رضوی تصریح کرد: مرکز اطلاعات ‌‌٢ تن مواد مخدر را کشف کرده است که ‌‌٥٠٠ کیلوگرم آن کریستال بوده است. 

وی با بیان اینکه " دشمن با خلق بهانه‌های جدید، جنگ روانی و ابزارهای تبلیغاتی حضور خودش را علی‌رغم تحرکات غیرقانونی قانومند جلوه داده است " تاکید کرد: مساله انرژی هسته‌یی و حقوق بشر هم بهانه‌ای بیش نیست و مسایل دیگر احتمالا بروز خواهد کرد. وی گفت: دشمن از چند تاکتیک در مقابل ایران استفاده می‌کند که یکی از آن‌ها برخورد سخت افزارانه با جمهوری اسلامی است و ابزار اقتصادی نیز تاکتیک دیگریست که به صورت غیرقانونی و غیرمنطقی در برخورد با جمهوری اسلامی حداکثر استفاده را از آن کرده است. امروز دشمن وارد عرصه جدیدی تحت عنوان براندازی نرم در مبارزه با ایران شده است.منافقین به عنوان پیاده نظام استکبار جهانی در اجرای نقشه دشمن در عرصه برخورد سخت با نظام ‌‌١٦ هزار ترور انجام داده‌اند. وی با اشاره به این‌که "بسیاری از این ترورها با هدف نخبه‌زنی انجام شده است و تمام نخبگان کشور از جمله مقام معظم رهبری را در برگرفته است " افزود: هزار و ‌‌٣٣ نفر در استان خراسان توسط منافقین مورد ترور قرار گرفته‌اند که حجم سنگینی است.

وی خاطرنشان کرد: پس از فشار زیاد ایران، منافقین به عراق فرار کردند ولی در آن‌جا به جاسوسی خود ادامه دادند و اطلاعات خود را کاملا در اختیار آمریکا برای اجرای پروژه های‌شان قرار می دهند. مدیر کل اطلاعات استان خراسان رضوی با تاکید بر این‌که "ایران در زمینه فشارهای اقتصادی با اعتقاد راسخ به پیشرفت یاد گرفت چگونه از بحران عبور کند " افزود: تلاش دشمن این است که نظام را ناکارآمد نشان دهد ولی ما باید تلاش کنیم نظام جمهوری اسلامی را کارآمدتر و محکم‌تر از همیشه نشان دهیم. ایران به عنوان بزرگترین دشمن و چالش غرب به ویژه آمریکا ثبت شده است و استراتژی قطعی آمریکا براندازی جمهوری اسلامی است. این استراتژی از اوایل انقلاب وجود داشته ولی نگاه تیزبین امام خمینی(ره) و مردم متدین و شریف، دشمن را در اجرای آن ناکام گذاشته است. وی تاکید کرد: با وجود این‌که در کانون بحران منطقه خاورمیانه قرار گرفته‌ایم، ولی جمهوری اسلامی ایران امن‌ترین جای دنیاست و این چیزی است که آمار نشان می‌دهد.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12301

 

رسانه های دوم خردادی = سازمانهای جاسوسی آمریکایی در تبلیغات

  گزارش نیویورک تایمز از قیمت بنزین در ایران

  روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی نوشته است دولت ایران در تمام منطقه تنها دولتی است که بنزین را با قیمت هر گالن ‪ ۲‬دلار از خارج خریداری و آن را به بهای ‪ ۳۴‬سنت به مصرف‌کنندگان داخلی می‌دهد.  این روزنامه روز جمعه نوشت: به‌این‌ترتیب ایران سالانه ‪ ۵‬میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را صرفا بابت پرداخت همین یارانه بنزین پرداخت می‌کند.  به نوشته این روزنامه، هم اکنون ایران ‪۴۰‬درصد بنزین مورد نیاز خود را از ‪ ۱۶‬کشور مختلف جهان تامین می‌کند که هر آن ممکن است هدف تحریم‌های آمریکا قرار گیرند. نیویورک تایمز نوشته است: بر اساس سهمیه‌بندی‌های جدید، خودروهای شخصی هر ماه ‪۲۶‬گالن بنزین به قیمت یارانه‌ای ‪ ۳۴‬سنت برای هر گالن دریافت می‌کنند و تاکسی‌ها نیز در ماه ‪ ۲۱۱‬گالن بنزین سهم دارند.

 "ورا دولادوست" از تحلیلگران انرژی در اتحادیه تحقیقات انرژی کمبریج در پاریس به نیویورک تایمز گفته است ایرانیان در این زمینه بسیار دیر و در عین حال عجولانه عمل کردند. به گفته وی ایران همچنین قصد دارد تولیدات بنزین خود را افزایش دهد و اعلام کرده تا سال ‪ ۲۰۱۲‬حدود ‪ ۱۸‬میلیارد دلار برای افزایش توانایی پالایش خود سرمایه‌گذاری خواهد کرد.

 این روزنامه نوشته است: باتوجه به اینکه قیمت بنزین در ایران از مدت‌های قبل به صورت ارزان ارائه می‌شده، اکنون بسیاری از مردم فکرمی‌کنند بخاطر داشتن منابع عظیم نفتی، حق مسلم آنها برخورداری از بنزین ارزان قیمت است. نیویورک تایمز در ادامه با اشاره به تلاشهای آمریکا برای تحت فشار قراردادن ایران جهت کنار گذاشتن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای نوشته است رهبران جمهوریخواه و دمکرات مجلس نمایندگان لایحه‌ای را پیشنهاد کرده‌اند که بر اساس آن هر شرکتی که پس از ‪ ۳۱‬دسامبر(‪ ۱۰‬دی ) به ایران بنزین بفروشد یا به ایران در واردات بنزین کمک کند مورد تحریم قرار خواهد گرفت و آن شرکت دیگر به مشتریان آمریکایی دسترسی نخواهد داشت.

منبع:http://www.rajanews.com/News/?12327