خاتمی نیوز- نقدهایی در جستجوی فهم و اصلاح

بهبوداوضاع جهان درگرو برخوردفعالانه ونقدمتعهداست.شعاراصلاح طلبی رابرخی دادندولی درعمل...

خاتمی نیوز- نقدهایی در جستجوی فهم و اصلاح

بهبوداوضاع جهان درگرو برخوردفعالانه ونقدمتعهداست.شعاراصلاح طلبی رابرخی دادندولی درعمل...

خاتمی یک غربگرای منفعل بود

حسینیان: خاتمی در یک سخنرانی 27 بار گفت جامعه مدنی!

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت: روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه‌ی تلاشش را در ایران به نام دین انجام می‌دهد تا اسلام را منزوی و همه‌ی ارزش‌ها را با عنوان جامعه‌ی مدنی ابراز کند.   حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان که در مراسم بزرگداشت سالگرد شهدای هفتم تیر که از سوی معاونت هماهنگی امور طرفداران و تشکل‌های حزب موتلفه‌ی اسلامی برگزار شد، طی سخنانی با موضوع «شهید بهشتی؛ یک دین‌دار روشنفکر»، تصریح کرد: این موضوع یک موضوع کاربردی است که امروز جامعه‌ی دینی ما به آن مبتلاست؛ از این رو باید یک نمای کلی از آن در اذهان باشد. روشنفکران در جامعه‌ی ایرانی یا جامعه‌ی دینی ایرانی به دو دسته تقسیم می‌شوند. یکی دین‌داران روشنفکر؛ یعنی آن‌هایی که اصالت را برای دین قائلند اما در عین حال نوآوری هم دارند و دسته‌ی دیگر روشنفکران مذهبی که به اصالت مارکسیسم یا لیبرالیسم قائل هستند و به این دو مبنای فکری رنگ و لعاب دینی می‌دهند؛ اما شهید بهشتی از دسته‌ی اول بود.

 وی با بیان این‌که روشنفکر مذهبی با تعریف ارایه‌شده در تاریخ ایران دارای سابقه است، اظهار کرد: هم گروهی که با اصالت‌دادن به لیبرالیسم و هم گروهی که با اصالت‌دادن به مارکسیسم، رنگ و لعاب دینی یا تزیینی از دین، دور این هسته‌ی اصلی می‌تنیدند، وجود داشته‌اند. در تاریخ مشروطیت وقتی مباحث روشنفکری به میان آمد، بسیاری از روشنفکران لیبرال، به دلیل مذهبی‌بودن جامعه‌ی ایرانی یا دلایل دیگر تلاش کردند افکار خود را با متون دینی درآمیزند؛ چنان‌که کسانی مانند مستشارالدوله تمام تلاشش بر این است که مبانی لیبرالیسم را با متونی از دین آشتی دهد.

 مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، با بیان این که وقتی بحث سرنگونی رژیم پهلوی به ویژه پهلوی دوم مطرح بود، روشنفکری دینی در شکل مارکسیسم اسلامی تبلور یافت، اظهار داشت: تمام تلاش این گروه که به التقاطیون معروف شدند، این بود که هسته‌ی مارکسیسم را با پیوندی ظاهری از آیات و روایات ارایه دهند؛ چنان‌که می‌بینیم در صورت تطبیق، کتاب شناخت که مبنای اعتقادی مجاهدین است با اصول مقدماتی ژرژ پولیستر، هیچ تفاوتی ندارد و با این که تاسیس‌کنندگان اولیه‌ی مجاهدین در عمل به شریعت پایبند بودند، اما تفکر آن‌ها تفکر اسلام ناب نبود.

 حسینیان اظهار داشت: بعد از جریان دوم خرداد نیز باز همان نحله‌ی لیبرالیستی با یک ظاهر اسلامی احیا شد. مخالفت‌های ما با جریان‌های فرصت‌طلبی که بعد از دوم خرداد خودش را وسط انداخت و حماسه‌ی مردم را به حماسه‌سوزی تبدیل کرد، بر سر همین مسائل است. ما اصلا اختلاف مبنایی داریم. روزنامه‌ها، نوشته‌ها و مباحث‌شان همه در همین سیر طی می‌شود که اصول ارزشی لیبرالیسم با نام اسلام در ایران جایگزین تفکر ناب امام خمینی(ره) شود. وی ادامه داد: شعارهایی که در روزنامه‌ها بر آن اصرار می‌کردند، حول مسائلی مانند حداقل فقه، پولاریسم دینی یا تکثرگرایی یا جدایی دین از سیاست که همه‌ی اصول ارزشی لیبرالیسم است، بود و چون در ایران امکان ندارد این‌ها را مستقیما به نام لیبرالیسم طرح کرد، می‌توان به قول خودشان این مباحث را با قرائت جدیدی از دین ارایه کرد.  رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به ارایه‌ی مثال‌هایی در این زمینه پرداخت و خاطرنشان کرد: آن‌ها به صراحت مطرح می‌کردند که حقوق جزای اسلام در این زمان کاربرد ندارد و خشونت‌آمیز است. هم‌چنین استدلال می‌کردند که برای حفظ قداست دین باید سعی کنیم به حداقل تاثیرگذاری دین در جامعه اکتفا کنیم.

 به گزارش ایسنا حسینیان گفت: آن‌ها استدلال می‌کردند مردم از لحاظ تدین ضعیف شده‌اند؛ در حالی که این ادعا دروغی بیش نبود. در طول تاریخ هر گاه دین و سیاست توام بوده‌اند، به مراتب بدی‌های آن دوره کمتر از دوره‌ای بوده که از هم جدا بوده‌اند. اگر شاخص‌های دین‌داری مانند حجاب، نماز، روزه و مهم‌تر از همه، آمادگی برای ایثار و از خودگذشتگی را با قبل از انقلاب مقایسه کنیم، می‌بینیم اصلا قابل قیاس نیستند.  مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، با بیان این که شعارها و آموزه‌های هیچ اسلامی ‌فرح‌انگیزتر، هیجان‌انگیزتر و دلپذیرتر از مفاهیم و آموزه‌های شیعه نیست، اظهار داشت: بعد از انقلاب، تشیع به سرعت در جهان در حال گسترش است، منتها روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه‌ی تلاشش را در ایران به نام دین انجام می‌دهد تا اسلام را منزوی کند و همه‌ی ارزش‌ها را با عنوان جامعه‌ی مدنی ابراز کند. ما در اسلام جامعه‌ی اسلامی داریم. جامعه‌ی مدنی بر مبنای لیبرالیسم است.

 وی گفت: یک بار وقتی آقای خاتمی سخنرانی می‌کرد که البته بعدا به خود ایشان هم گفتم 27 مرتبه از واژه‌ی جامعه‌ی مدنی استفاده کرد. علت همه‌ی این‌ها این بود که عمق اندیشه غربی و لیبرالیستی بود منتها به دلیل تربیت و خاستگاه اجتماعی یا محیط مذهبی ایران، ناچار بودند نامی هم از دین بر آن ماهیت بکشند.  رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در ادامه، ویژگی‌های دین‌دار روشنفکر را به عنوان فردی که برای دین اصالت قائل است برشمرد و افزود: از ویژگی‌های دین‌دار روشنفکر اعتقاد به اسلام و وحیانی بودن دین است. دیگر آن که دغدغه‌های جهان امروز و معاصر را هم دارد و مشکلاتی را که جهان با آن دست به گریبان است درک می‌کند. ویژگی سوم دین‌دار روشنفکر این است که در متن دین به دنبال یافتن پاسخ‌های مشکلات جهان معاصر است و مرحوم شهید بهشتی چنین شخصیتی بود.

 حسینیان با بیان این که وجود شهید بهشتی مملو از ایمان به اسلام و وحی بود، اظهار داشت: من به عنوان کسی که با وی حشر و نشر داشتم و رابطه‌ی استاد و شاگردی میان ما برقرار بود، می‌دیدم که وجود ایشان مصداق کامل این روایت بود که نگاه‌کردن به صورت عالم عبادت است. ایمان بهشتی ایمان مخاطب را مضاعف می‌کرد. بهشتی دغدغه‌های جهان امروز را می‌شناخت.

 به گزارش ایسنا مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، به ذکر مثالی در این زمینه پرداخت و گفت: در برنامه‌ای که ایشان برای مدرسه‌ی حقانی تدوین کرد، دروسی مانند اصول روان‌شناسی، فلسفه، اقتصاد و ... بود و می‌فرمود طلبه باید با اقتصاد، روان‌شناسی و فلسفه آشنا باشد؛ چون همه‌ این‌ها برای چگونه زیستن است تا دغدغه‌های بشری را بفهمد و سوال برایش ایجاد شود تا وقتی به متون دینی مراجعه می‌کند به دنبال دریافت پاسخ پرسش‌هایش باشد.  وی با اشاره به خاطره‌ای در مورد فردی که از آیه‌ای از قرآن تفسیری مارکسیستی ارایه و شهید بهشتی پاسخ وی را داده بود، اضافه کرد: شهید بهشتی می‌فرمود ما احتیاج داریم دین را آن طور که هست عرضه کنیم نه آن طور که دوست داریم یا دیگران به ما تحمیل می‌کنند؛ از این رو نه آدم‌های دگم و کوته‌بین بهشتی را تحمل می‌کردند و نه آدم‌هایی که به مکاتب دیگر چشم دوخته و در آنجا ریشه داشتند. ایشان می‌فرمودند دین آن چنان وسیع، بزرگ و الهیست که در هر عصری پاسخگوی مشکلات خواهد بود به شرطی که درست سوال را مطرح و پاسخ را درست از متن دین جست‌وجو کنیم.

 رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با بیان این که همواره علمای شیعه نو‌آور بوده‌اند به کلامی از شهید بهشتی اشاره کرد و گفت: ایشان می‌فرمودند بعد از غیبت دست مردم از دامن اهل بیت کوتاه شد و سوال‌های فراوانی وجود داشت. شیعه آمد اجماع را بر مبنای اصول مذهبی و اندیشه‌ی خود احیا کرد و آن را یکی از اصول استنباط دین قرار داد و با این که با همه‌ی مسائل احسان و ظن در فقه سنی مخالفت داشت، عقل را به عنوان یکی از اصول استنباط مشخص کرد. شهید بهشتی می‌فرمود وقتی به شیخ طوسی گفتند فقه شیعه محدود است و فروع را پاسخ نمی‌دهد، شیخ بر مبنای اصول جدید کتاب المبسوط را نوشت که بزرگ‌ترین کتاب فقهی شد.

 حسینیان هم‌چنین با اشاره به کلام امام خمینی (ره) درباره شهید بهشتی گفت: من مظلوم‌تر از شهید بهشتی ندیدم و امام خوب فرمودند که بهشتی بیش از آن که مظلومانه به شهادت برسد، مظلومانه زیست و خار چشم دشمنان بود. این خار چشم تعریف بسیار دقیقی است. من این معنا را در پرونده‌ی یکی از منافقین در سال 56 مشاهده کردم. بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین یکی از افراد این سازمان نوشته است که در سال 54 جلسه گرفتیم و مذاکره کردیم که حال باید چه کرد. اولین حرف تقی شهرام این است که بهشتی باید از بین برود؛ زیرا تنها کسی که همآورد ماست و می‌تواند با ما مقابله کند بهشتی است. البته ظاهرا گفتند به دلیل جو موجود و احتمال موضع‌گیری گروه‌های مذهبی در مقابل سازمان مجاهدین بهتر است تصادفی نمایشی را صورت دهیم و بهشتی در آن تصادف از بین برود اما به هر حال موفق نشدند. بعد از انقلاب نیز اولین گروه توهین‌کننده به شهید بهشتی همین جریان نفاق و دومین گروه جریان التقاطی لیبرالیستی بود.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12313

چرا دولت هاشمی و خاتمی جرات نکردند بنزین را ....

بی تردید "سهمیه بندی بنزین"، یکی از بزرگترین و چالش برانگیزترین و متهورانه ترین اقدام اقتصادی یک دولت در عمر 27 ساله نظام جمهوری اسلامی ایران است. این کار فقط از آدم جسوری چون "محمود احمدی نژاد" بر می آمد؛ تمام طرح و برنامه های این اقدام واجد ریسک از زمان مجلس ششم آماده بود و چیزی که در این میان نبودش کاملا احساس می شد، مقادیر معتنابهی جگر برای اجرای انبوه دستورالعملهای این مصوبات بود که "دار و دسته دوم خردادیها"، مادرزادی، از داشتن آن محروم بودند؛ به اعتراف مدعیان اصلاح طلبی طرح هوشمند کردن بنزین در دوره خاتمی تنها 3 درصد پیشرفت فیزیکی داشت لیکن دولت نهم ظرف کمتر از یک سال و نیم ، علیرغم کارشکنی های فراوان مدعیان دوستی و دشمنان، مثنوی این اقدام ملی را به پایان برد.

                           

به زعم بسیاری از عقلای قوم، این اقدام جراحی دردناکی بود که بایستی روزی انجام می گرفت و هرچه این جراحی به تعویق می افتاد، دردناک تر می شد که همینطور هم بود؛ طعم تلخ نوازشهای اوباشِ سخت افزاری که همان ارازل عربده کش چاله میدان می باشند و اوباش نرم افزاری که همان ارازل عربده کش تریبون و رسانه می باشند، آسیبهای کوتاه مدتی که مردم از این طرح می بینند نظیر مساله ای که برای موتورسواران مسافرکش و نیز دوگانه سوزها اتفاق افتاد، افزایش قیمت برخی از کالاها و همچنین سختی های وفق دادن مردم با این محدودیت در ابتدای اجرای این طرح و صادرنشدن برخی از کارتهای سوخت و ... نمونه هایی از این دردناکی این جراحی گسترده می باشد.

                                      

 

                          

                                                      ((تذکر: معیشت سوژه هر دو عکس فوق از یک جا تامین می شود))

 

اما مطمئنا این طرح در بلند مدت، میان مدت و حتی در کوتاه مدت انبوه آثار مثبت خود را بر جای خواهد گزارد؛ کاهش بسیار چشمگیر ترافیک در این 2 روز اخیر را هیچکس نمی تواند منکر شود، خیابانهای شلوغ تهران بطور باور نکردنی خلوت شده اند و رفت و آمد بسیار سهل و آسان شده و این تازه نتایج اولیه این اقدام بی نظیر است. امروز یارانه ی 11 میلیاردی که دولت برای بنزین پرداخت می کرد دیگر در جیب جمعیتی خاص نمی رود که نتیجه اش فقط دود و ترافیک و سرطان و نابودی محیط زیست و قاچاق بی رویه و هزار درد دیگر بود و حالا این پول بین جمعیت چند میلیون کشاورز و دامدار و افراد دور از اتومبیل و موتور که اکثرا از قشر مستضعف جامعه بودند و همچنین صاحبان وسیله نقلیه تقسیم می شود و این یعنی عدالت، یعنی پول نفت بر سر سفره های مردم رفتن. قطعیت آثار مثبت این اقدام به حدی منجز است که اصلاح طلبان دو آتشه ای نظیر "سعید لیلاز" و "معصومه ابتکار" را هم وادار ساخته که در برابر این طرح سر تعظیم فرود آورند.

البته در این ماجرا پیش بینی شارلاتان گرایی های روزنامه های زنجیره ای که تا دیروز با نام "صبح امروز" و "فتح" و "عصر آزادگان" و "نوروز" و "جامعه" و ... فعالیت می کردند و امروز فقط اسمهایشان تغییر نموده و به "شرق" و "هم میهن" و "اعتماد" و "اعتماد ملی" و "کارگزاران" تبدیل گشته است زیاد سخت نبود اما بیدار شدن غضنفرهای مجلس(البته گویا حکایت این جماعت حکایت شیر در پوست الاغ هست) از خواب زمستانی آن هم در این بحبوحه آشفته بازار و گل به خودی زدن هایشان اصلا قابل پیش بینی نبود و لازم است مدعیان اصولگرایی در مجلس ضرب شستی به این رفقا نشان دهند تا خواب "خبر خوش بنزینی برای مردم"، برای همیشه از سرشان بپرد.  

منبع: خاکریزیسم(http://www.amaliat.blogfa.com/post-226.aspx)

اندر حکایت جاسوسان همره خاتمی و روحانی و هاشمی/تازه این اولشه...

وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون امنیت ملی گفت: حسین موسویان مجرم است / با جرم جاسوسی موسویان، براساس قوانین موجود وی حداکثر به 10 سال حبس محکوم خواهد شد / وزیر اطلاعات در خصوص حاضر شدن موسویان بر سر کار خود پس از بازداشت گفت که وی تا دو هفته پس از آزادی چند روزی سر کار رفته بود و برخی نامه‌ها نیز توسط وی امضا شده است، اما مجدداً با ایشان صحبت شد که وی دیگر بر سر کار خود حاضر نشد و در جای دیگر نیز که به اسرار نظام دسترسی داشته باشد به سر کار نرفته است.

وزیر اطلاعات: حداقل 10 سال حبس برای جاسوسی حسین موسویان

مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس به نقل از وزیر اطلاعات گفت: حسین موسویان مجرم است.

کاظم جلالی نماینده شاهرود در مجلس شورای اسلامی پس از جلسه سه شنبه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در جمع خبرنگاران با بیان اینکه در این جلسه غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات حضور داشت، گفت: در این جلسه سؤال 27 نماینده مجلس در خصوص پرونده حسین موسویان عضو سابق تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای از وزیر اطلاعات مطرح شد و نمایندگان سؤال کردند که در صورت تأیید اتهامات ضد امنیتی آقای موسویان آزادی وی با وثیقه غیر متعارف و غیر متناسب با جرم چه توجیهی دارد؟

وی افزود: همچنین این نمایندگان از وزیر اطلاعات پرسیدند که وزارت اطلاعات در راستای محدود کردن نامبرده جهت دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی نظام چه اقداماتی انجام داده و آیا مسؤولین مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام از اعمال وی مطلع گردیده‌اند یا خیر؟

مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه محسنی‌ اژه‌ای به سؤال 27 نماینده مجلس پاسخ داد، افزود: آقای محسنی‌اژه‌ای گفت که از نظر وزارت اطلاعات حسین موسویان مجرم است، اما تصمیم نهایی در این خصوص توسط قاضی مربوطه اخذ خواهد شد و باید صبر کرد تا ببینیم پس از محاکمه وی قاضی چه حکمی صادر می‌کند.

جلالی گفت: وزیر اطلاعات همچنین اضافه کرد که تشخیص تناسب اتهام با قرار وثیقه بر عهده قاضی است، اما اینجانب به عنوان قاضی این قرار را نامتناسب نمی‌دانم.

وی اضافه کرد: وزیر اطلاعات در توضیح این مطلب گفت که اگر جرم جاسوسی موسویان اثبات شود، براساس قوانین موجود وی حداکثر به 10 سال حبس محکوم خواهد شد، لذا وثیقه 200 میلیون تومانی با 10 سال حبس تناسب دارد.

نماینده شاهرود در مجلس افزود: وزیر اطلاعات در خصوص حاضر شدن موسویان بر سر کار خود پس از بازداشت گفت که وی تا دو هفته پس از آزادی چند روزی سر کار رفته بود و برخی نامه‌ها نیز توسط وی امضا شده است، اما مجدداً با ایشان صحبت شد که وی دیگر بر سر کار خود حاضر نشد و در جای دیگر نیز که به اسرار نظام دسترسی داشته باشد به سر کار نرفته است.

جلالی خاطرنشان کرد: وزیر اطلاعات گفته که موسویان پس از آزادی سه بار احضار شده و برخی مرتبطین پرونده نیز احضار شده‌اند.

وی با بیان اینکه نمایندگان سؤال کننده از وزیر اطلاعات پرسیدند که چرا در برخی از پرونده‌های مشابه که دسترسی افراد به اطلاعات محرمانه کمتر از موسویان بوده وثیقه‌های بیشتری تعیین شده، اظهار داشت: وزیر اطلاعات در پاسخ به این سؤال گفت که تا به حال برای این نوع اتهامات وثیقه تا این حد نداشته‌ایم.

منبع:http://ansarnews.com/?usr=news/detail&nid=1269

بنزینیات

هر لیتر بنزین برای دولت حدودا 550 تومان تمام می شود اما با قیمت 100یا 80 تومان عرضه می شد به گونه ای که همگان قیمت بنزین در ایران را تقریبا «مفت» می خواندند؛ حتی ارزانتر از یک بطری آب معدنی که به قیمت 250 تومان فروخته می شود.

دولت برای تامین مصرف روزانه 85 میلیون لیتری بنزین در ایران، در سال چیزی حدود 11میلیارد دلار (11هزار میلیارد تومان) یارانه می دهد در حالی که بیت المال مسلمین را عده ای خاص در موتور ماشین های خود می سوزانند ولی بقیه مردم، خصوصا مستضعفان تاوان آن را می پردازند.

رنسانس مصرف سوخت در ایران مبارک

اجرای شجاعانه طرح سهمیه بندی بنزین توسط دولت، با موج تخریب توسط کسانی که اصلاحات واقعی اقتصادی در ایران را همواره با منافع خود در تضاد دیده اند، مواجه شد.

کسانی که امروز برای تخریب دولت به بهانه سهمیه بندی بنزین گریبان چاک می کنند، همانهایی هستند که زمانی از لزوم حذف کامل یارانه های انرژی و آزادسازی اقتصاد ایران به عنوان یک اقدام حیاتی برای نجات اقتصاد ایران سخن می گفتند اما در تمام دوران مسئولیت این مدعیان بی عمل، این ادعاها از حرف فراتر نرفت، چون آنها فقط به فکر «انتخابات آینده» و «رایی که باید از مردم می گرفتند»، بودند.

اینها همان کسانی هستند که از توسعه حمل و نقل ریلی در شهرها جلوگیری می کردند ولی با واردات 5 میلیارد دلار بنزین موافقت می کردند و چوب حراج به بیت المال مسلمین زده بودند.

پس دولت نهم اکنون به نوعی تاوان نپرداختن دو رئیس جمهور قبلی به مسئله بنزین را به صورت اصولی می دهد و سهمیه بندی بنزین اقدام جسورانه ای بود که یکبار برای همیشه بایستی انجام می شد.

سهمیه بندی مصرف بنزین، به واقع رنسانسی بود در مصرف سوخت در ایران. دیگر همه یاد خواهند گرفت که بر اساس نیازشان بنزین مصرف کنند.

و دیگر حداقل مستکبرین و مرفهین بی درد کمتر می توانند به راحتی و ارزان قیمت در جلو چشمان مستضعفان با خودروهای اشرافی و گرانقیمتشان فخرفروشی کنند.

منبع: http://hamedtalebi.blogfa.com/

این روز تاریخی مبارک

روحانی و آخوند واقعی بهشتی بود نه بعضی قدرت طلبان و شهوت پرستان

تأملی در زندگی معمار قوه قضائیه- شهید مظلوم دکتر بهشتی:

 

     شهید بهشتی

 

قبل از آغاز سخن در مورد شهید بهشتی یه مطلبی رو باید بگم. احتمالا شنیده اید که امروز رهبر معظم انقلاب دیداری با رئیس، مدیران و کارکنان قوه قضائیه داشتند. اما نکات قابل توجه و مهمی در این سخنان هست که ظاهرا تا کنون کمتر مورد توجه مدیران این دستگاه قرار می گرفت. ایشان در جواب بعضی از افراد که ادعا می کردند صحبت از  برخورد با مفسدان اقتصادی امنیت سرمایه گذاری در کشور را به خطر می اندازد فرمودند: «لازمه امنیت اقتصادی برخورد جدی با مفسدان اقتصادی است و این تصور که برخورد با مفسدان اقتصادی موجب ناامنی اقتصادی می شود، صحیح نیست.» و در جای دیگری فرموده بودند که «اگر مردم، قوه قضاییه را به عنوان ملجأ و پناهگاه خود احساس کنند و چنین نگاه امیدوارانه ای به آن داشته باشند، می توان گفت قوه قضاییه به اهداف خود رسیده و موفق بوده است، اما اگر چنین نگاهی وجود نداشته باشد، باید تلاش بیشتری انجام شود.»

 

 با زندگینامه ای که ایشان با قلم خود نوشته اند شروع می کنیم:


من « محمدِ حسینی ِ بهشتی»، که گاه به اشتباه «محمد حسین بهشتی» می نویسند. نام اولم « محمد» و نام خانوادگی ترکیبی است از «حسینی بهشتی». درسال 1307درشهر اصفهان در محله «لومبان» متولد شدم. تحصیلاتم را در یک مکتب خانه در سن چهار سالگی آغاز کردم. خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در خانواده به عنوان یک نو جوان تیز هوش شناخته شدم. قرار شد به دبستان بروم، دبستان دولتی ثروت در آن زمان که بعد ها به نام 15بهمن نامیده شد. وقتی آنجا رفتم از من امتحان ورودی گرفتند و گفتند که:باید به کلاس ششم برود، ولی از نظر سن نمی تواند. بنابراین در کلاس چهارم پذیرفته شدم.

در امتحان ششم ابتدایی شهر نفر دوم شدم .از آنجا به دبیرستان سعدی رفتم .در سال 1321 تحصیلات دبیرستانی را رها کردم و به مدرسه صدر اصفهان رفتم. از سال 1321 تا 1325در اصفهان تحصیلات ادبیات عرب، منطق، کلام و سطوح فقه و اصول را با سرعت خواندم .سال 1324و 1325را در مدرسه گذراندم و اواخر دوره سطح بود که تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل به قم بروم. این را بگویم که در دبیرستان زبان خارجه ما فرانسه بود.

درسال آخر که در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یک دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم .یک دوره کامل«ریدر»خواندم پیش یکی از منصوبین و آشنایانمان که او زبان انگلیسی را می دانست، و با انگلیسی آشنا شدم.
 (دوران قم(

در سال 1325به قم آمدم. حدود شش ماه در قم بقیه سطح، مکاسب و کفایه را تکمیل کردم و از اول 1326درس خارج را شروع کردیم. درس خارج فقه و اصول نزد استاد عزیزمان مرحوم آیت ا...محقق داماد میرفتم و همچنین درس استاد ومربی بزرگوارم ورهبرمان امام خمینی.

در سال 1327به این فکر افنادم که تحقیقات جدید را هم ادامه بدهم بنابراین با گرفتن دیپلم ادبی به صورت متفرقه وآمدن به دانشکده «معقول ومنقول» آن موقع که حالا الهیات ومعارف اسلامی نام دارد، دوره لیسانس را آنجا گذراندم، در فاصله 27 تا30. و سال سوم را به تهران آمدم وسال آخر دانشکده را برای آنکه بیشتر از درس های جدید استفاده کنم و هم زبان انگلیسی را اینجا کامل تر کنم و با یک استاد خارجی که مسلط تر باشد یک مقداری پیش ببرم در سال 1329و1330 اینجا در تهران بودم. سال1330لیسانس شدم و برای ادامه تحصیل به قم برگشتم و ضمناً برای تدریس در دبیرستانها، به عنوان دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان حکیم نظامی قم مشغول به تدریس شدم. در اردیبهشت سال 1331با یکی از بستگانم ازدواج کردم .ثمره ازدواجمان دو دختر و دو پسر می باشد.

دبیرستانی به نام «دین ودانش »تأسیس کردیم با همکاری دوستان که مسئولیت اداره اش مستقیماً به عهده من بود که در سال1333تأسیس شد. در سالهای 1335تا 1338 دوره دکترای فلسفه و معقول را در دانشکده الهیات گذراندم. در زمستان سال 42 من را ناچار کردند از قم خارج شوم و به تهران بیایم.
(دوران تهران(

سال 42 به تهران آمدم ودرادامه کارها باگروه های مبارز از نزدیک رابطه بر قرار کردیم .در سال 43 که در تهران بودم وسخت مشغول این برنامه های گوناگون، مسلمان های هامبورگ به مناسبت مسجد هامبورگ که بنیان گزارش روحانیت بود که به دست مرحوم آیت ا... بروجردی بنیان گزارده شده بود، فشار آورده بودند به مراجع که چون مرحوم محمد تقی آمده بودند به ایران باید یک نفر روحانی به آنجا برود. وقتی این دعوت پیش آمد به نظر دوستان رسید که این کار خوبی است وزمینه خوبی است که بروید و آنجا مشغول فعالیت بشوید. دشواری کار من این بود که از این فعالیت هایی که این جا داشتیم دور می شدم. در آنجا با کمک چند تن از دانشجویان مسلمان هسته اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان آنجا را به وجود آوردیم. مرکز اسلامی گروه هامبورگ سامان گرفت. فعالیت هایی برای شناساندن اسلام به اروپاییها داشتیم و فعالیت هایی برای شناساندن اسلام انقلابی به نسل جوان داشتیم . بیش از پنج سال آنجا بودم که سفری به حج مشرف شدم. سفری به لبنان،سوریه وآمدم به ترکیه برای بازدید از فعالیت های اسلامی آنجا .سفری هم به عراق آمدم وبه خدمت امام رفتم .

در سال 1349 به ایران برای یک مسافرت آمدم اما مطمئن بودم که با این آمدن امکان باز گشتم کم است، ظرورت هایی ایجاب می کرد که حتمأ به ایران بیایم و همان طور که پیش بینی می کردم مانع باز گشت من شدند. از سال 50 من یک جلسه تفسیر قرآنی را آغاز کردم. در سال 54 به مناسبت این جلسات وفعالیت های دیگر که در رابطه با خارج داشتم، ساواک کمیته مرا دستگیر کرد چند روزی در کمیته مرکزی بودم .پس از چند روز توانستم از دست آنها خلاص شوم .البته قبلاً هم ساواک من را چندین بار خواسته بود اما همه به مدت کوتاه و چندساعته بودند.

در سال 1355 هسته هایی برای کارهای تشکیلاتی بوجود آوردیم و در سال 1356و 1357روحانیت مبارز شکل گرفت.
با رفتن امام به پاریس چند روزی خدمت ایشان رفتیم و هسته شورای انقلاب تشکیل شد ...

 بر گرفته با تلخیص از کتاب «پیشتازان شهادت در انقلاب سوم» 

گاهشمار زندگی ایشان پس از انقلاب نیز بدین شرح است:

29/11/57 : تشکیل حزب جمهوری سلامی به همراه برخی دیگر.

15/5/58 : انتخاب ایشان به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان.

4/12/58 : انتساب به سمت مسئول دیوان عالی کشور توسط امام خمینی (ره).

2/4/60 : عضویت در شروای ریاست جمهوری پس از عزل بنی صدر.

7/4/60 : انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی به همراه یارانش

 

آثارایشان عبارت است از:

·         خدا از دیدگاه قرآن

·         نماز چیست؟

·         بانک داری و قوانین مالی اسلام در یک مجموعه

·         یک قشر جدید در جامعه ما

·         روحانیت در اسلام، در میان مسلمین، در یک مجموعه

·         مبارز پیروز

·         شناخت دین

·         نقش ایمان در زندگی انسان

·         کدام مسلک

·         شناخت

·         مالکیت

 

وصیت نامه دکتر بهشتی
این جانب محمد حسینی بهشتی ،دارنده شناسنامه شماره 13707 از اصفهان وصیت می کنم به همسرم وفرزندانم وسایر بستگانم که در زندگی بیش از هر چیز به فروغ الهی که در دل انسانها ست اهمیت دهند وبا ایمان به خدای یکتا ی علیم قدیر سمیع بصیر رحمان ورحیم وپیامبران بزرگوارش وپیروی از خاتم پیامبران وکتابش قرآن واز ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین واهتمام به ذکر ویاد خدای ونماز با حضور قلب ،روزه،عبادات دیگر وانفاق وایثار وصدق وجهاد بی امان در این راه وحضور پیگیر در جماعت وانس با مردم راه سعادت را به روی خود باز گردانند


فاجعه خونین 7تیر بی شک یکی از ضربه های مهمی بود که به انقلاب اسلامی ایران وارد شد ودشمن توانست در یک عملیات 72 تن از بهترین یاران امام را به شهادت برساند،ضربه ای که نه ناشی از پیچیدگی وتوا نایی دشمن که از صداقت ومردمی بودن حزب الله سرچشمه می گرفت. بی شک این حادثه یکی از توطئه های زنجیری امپر یالیسم واستکبار جهانی بود که به دست ذریه هایش در ایران صورت گرفت ولی علی رغم تصوری که داشتند ازا ین عملیات نه تنها پیروزی نصیب شان نشد که ملت متحد تر ومتشکل تر به صورت امتی واحده درآمد وتوانست تارهای عنکبوتی غربزدگان وعوامل آمریکا را از بین ببرد .

پیام حضرت روح الله در فقدان بهشتی و یارانش:

 

این پیشامد برای همه ملت ما ناگواربود و اشخاصی که برای خدمت ، خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزاراین کشور بودند اشخاصی بودند که آنقدری که من آنها می شناسم، از ابرار بوده اند . اشخاصی متعهد بوده اند که در راس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشترمی شناختم، مراتب فضل ایشان و مراتب تعهد ایشان برمن معلوم بود و آنچه که من راجع به ایشان متاثرهستم، شهادت ایشان درمقابل اوناچیز است و مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی که بیشترمتعهدند، موثرتردرانقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت ها، تهمت های ناگوار به ایشان می زدند. ازآقای بهشتی اینها می خواستند یک موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و بر خلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل های دولتی، اینها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند . اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند و اینطور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجا انحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهائی که انحصار طلب بودند و می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند.

ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابر قدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایت ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتکار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.

مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پرافتخاراسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند به ملت شهید پرور ما رسیده است؟ مگر عزت و شرف و ارزش های انسانی ، گوهرهای گرانبهائی نیستند که اسلاف صالح این مکتب، عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگبهانی از آن وقف نمودند؟ مگرما پیروان پاکان سر باخته در راه هدف نیستیم که از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم؟ مگردشمن قدرت آن دارد که با جنایت خود مکارم و ارزش انسانی شهیدان عزیز ما را از آنان سلب کند؟ مگر دشمن های فضیلت می توانند جز این خرقه خاکی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند؟ بگذار این ددمنشان که جز به " من" و " ما" های خود نمی اندیشند و " یأکلون کماتأکل الانعام" عاشقان راه حق را ازبند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشوق برسانند.

ننگتان باد تفاله های شیطان و عارتان باد ای خود فروختگان به جنایتکاران بین المللی که در سوراخ ها خزیده و در مقابل ملتی که در برابر ابر قدرت ها برخاسته است، به خرابکاری های جاهلانه می پردازید.

عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است که نه از اسلام و قدرت معنوی آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداکاری او اطلاعی دارید. شما ملتی را که برای سقوط رژیم پلید پهلوی و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ ده ها جوان عزیز خود را فدا کرد و با شجاعت بی مانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد، نشناخته اید. شما ملتی را که معمولاً در تخت های بیمارستان ها آرزوی شهادت می کنند ویاران را با به شهادت دعوت می کنند، نشناخته اید. شما کوردلان با آنکه دیده اید با شهادت رساندن شخصیت های بزرگ ، صفوف فداکاران در راه اسلام فشرده تر و عزم آنان مصمم تر می شود، می خواهید با به شهادت رساندن عزیزان ما این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. توانستید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ی ناسزا و تهمت های ناجوانمردانه حمله کردید که آنها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوائی همه تان بر سربازارها زده شد، در سوراخ ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود ملت شهید پرور فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست. اکنون اسلام به این شهیدان و شهید پروران افتخار می کند و با سرافرازی همه مردم را دعوت به پایداری می نماید و ما مصمم هستیم که روزی رخش ببینیم و این جان که از اوست تسلیم وی کنیم.

ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بیگناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. ملت ایران سرافرازاست که مردانی را به جامعه تقدیم می کند که خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین کرده بودند و دشمنان خلق گروهی را شهید نمودند که برای مشورت در مصالح کشور گرد هم آمده بودند.

ملت عزیز! این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق ، گروهی از خلق را گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند . گیرم که شما با شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنی سرسختانه داشتید، با بیش از 70 نفر بیگناه که بسیارشان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید؟ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف کنان چپاولگران شرق و غرب می باشی . ما گر چه دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادم که هر یک برای ملت ستمدیده استوانه بسیار قوی و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گر چه برادران بسیار متعهدی را از دست دادیم که " اشداء علی الکفار رحماء بینهم" بودند و برای ملت مظلوم و نهادهای انقلابی سدی استوار و شجره ای ثمربخش به شمار می رفتند، لکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ملت با اتحاد و اتکال به خدای بزرگ هر کمبودی را جبران خواهد کرد.

ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریایی مواج به پیش می رود و در مقابل ابرقدرت ها و تفاله های آنان با صفی مرصوص ایستاده است و شما درماندگان عاجزرا که درسوراخ ها خزیده اید و نفس های آخررا می کشید به جهنم می فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این کشور و ملت است.

بخش هایی از مصاحبه سایت تبیان با دختر شهید بهشتی:

 

دکتر بهشتی در خارج از کشور مشغله‌ی زیادی داشتند؛ دائم پاسخ‌گوی مراجعات محافل مختلف و سخن‌رانی و تهیه‌ی جزوات (به زبان آلمانی) بودند. با این همه، وقت خانواده را به کسی اختصاص نمی‌دادند. همیشه زمانی برای تفریح همراه خانواده داشتند. قبل از انقلاب و وقتی ایران بودیم، جمعه‌ها هروقت فرصتش بود، می‌گفتند برویم خارج شهر جایی برای استراحت. این برای یک روحانی در آن زمان، که امنیت هم برایش وجود نداشت، خیلی عجیب بود. ولی ایشان مقید بودند.

ایشان به ورزش کردن هم مقید بودند. خصوصاً در آلمان که به خاطر فشار کار مشکل قلبی پیدا کرده بودند، شنا و پیاده‌روی به ایشان توصیه شده بود. وقتی ایشان محدود شدند که از خانه بیرون نروند، داخل خانه، دور حیاط پیاده‌روی می‌کردند.

شهید بهشتی چه‌طور برای آن همه کار برنامه می‌ریختند؟
ایشان در برنامه‌‌ریزی الگو بودند. چه قبل انقلاب چه بعد انقلاب، همیشه برنامه‌ی ایشان روی نظم خاصی بود. یک دوره‌ای ایشان در تهران تحت نظر بودند و نمی‌توانستند از منزل خارج شوند. در این شرایط ایشان چهارشنبه‌ شب‌ها را اختصاص داده بودند به دوستانشان. می‌گفتند نمی‌گذارید سخن‌رانی کنم، اما این‌جا خانه‌ی من است. چهارشنبه شب‌ها در خانه‌ی من باز است و هرکس بخواهد می‌تواند بیاید. همین شب‌ها جلسات پرباری در اتاق کتاب‌خانه‌ی ایشان تشکیل می‌شد.
با این که نمی‌توانستند از منزل خارج شوند، ولی وقت را تلف نمی‌کردند. این دوره پنج شش سال طول کشید. در تمام این مدت ایشان مشغول تحقیق بودند. ایشان معتقد بودند ایده‌ی تشکیل نظام حکومت اسلامی که امام(ره) مطرح کرده‌اند، عملی است. تحقیقات‌شان هم در همین راستا بود. اگر از این فرصت کوتاه استفاده نکرده بودند، بعد انقلاب به این سرعت نمی‌توانستند قانون اساسی را سامان بدهند. مدیریت زمان، تخصصی بود که ایشان بدون اینکه رشته‌اش را خوانده باشند، خیلی خوب از پسش برمی‌آمدند.

شهید بهشتی، کمی تا قسمتی غیر عادی!
به نظر می‌آید شهید بهشتی با توجه به شرایط آن زمان و روحانی‌بودن‌شان، کارهایی انجام می‌دادند که روشنفکرانه به نظر می‌رسد. مثل این‌که هم‌زمان با حوزه در دانش‌گاه درس می‌خواندند، یا زبان انگلیسی تدریس می‌کردند...ایشان می‌گفتند در چارچوبی که دین اجازه داده، ما می‌توانیم از همه‌ی امکانات استفاده کنیم. نگران حرف مردم نبودند. می‌گفتند دختر من حق دارد تحصیل کند و در محیط علمی و اجتماعی فعال باشد، چون در چارچوب نظام اسلام است. کسی نمی‌تواند بگوید چرا.

در آلمان، خانم‌های ترک‌زبانی بودند که حجاب نیم‌بندی داشتند. خانم‌های عربی هم بودند که خیلی مقید بودند، ولی از خانه بیرون نمی‌آمدند. ایشان همه‌جا همسرشان را همراه می‌بردند و با این کار الگویی ارائه می‌دادند که خانم مسلمان می‌تواند حجاب داشته باشد و با حجاب هم در جامعه حضور داشته باشد.من در یک مدرسه‌ی آلمانی درس می‌خواندم. از پدرم پرسیدم که می‌توانم در کلاس دینی آن‌ها شرکت کنم یا نه؟ ایشان گفتند حتماً! باید بروی ببینی مسیحیت یعنی چه! نمی‌گفتند تو مسلمانی و نباید بروی طرف مسیحیت. من همه‌ی انجیل را می‌خواندم و با اینکه سن کمی داشتم، متوجه تضادها می‌شدم.

 

شهید بهشتی، آن روزهای آخر!
 روزهای آخر، محافظین می‌گفتند وسایل‌تان را جمع کنید و از این خانه بروید. حالا کجا باید برویم، خدا می‌دانست! ما هم اصرار می‌کردیم که جایی نرویم. روز آخر، ایشان غسل شهادت کردند، لباس تمیز و نویی را که داده بودند در قم برایشان دوخته بودند پوشیدند و راهی شدند. وقتی دیدند ما داریم وسایل را جمع می‌کنیم، خندیدند که برای چی شما دارید می‌روید؟ اگر خدا بخواهد، نگه‌مان می‌دارد. اگر هم قرار باشد ما به شهادت برسیم، می‌رسیم. این کلام آخر شهید بهشتی بود. مادر همین‌طور که برای خداحافظی دنبال ایشان می‌رفتند، می‌لرزیدند.

روزهای آخر، در چهره‌ی ایشان چیزی مشخص بود. حزب جهموری یک کلاس مواضع داشت که ایشان در آن اصول و مبانی اسلامی را مطرح می‌کردند و موضعی که حزب جمهوری می‌تواند به عنوان یک حزب اسلامی داشته باشد. شاید سه چهار روز قبل بود که آخرین جلسه با حضور ایشان تشکیل شد. به من به عنوان دختر خانواده تأکید می‌کردند که شما حتماً بیایید و حضور داشته باشید. آن روز همسر شهید مطهری که کنار من نشسته بودند، گفتند می‌بینید چه نوری از صورتشان می‌بارد؟ عکاس آن‌جا هم مرتب از ایشان عکس می‌گرفت. ایشان خندیدند و گفتند: چقدر این فیلم‌ها را حرام می‌کنید؟ چند تا عکس از من می‌گیرید؟ بعدها عکاس تأسف می‌خورد که کاش به حرف ایشان گوش نکرده بودم و باز هم عکس گرفته بودم!

والسلام علی من اتبع الهدی  http://shabbou.blogsky.com/

بنزین کالای استراتژیکی که باید سهمیه بندی شود و هدر نرود...

پیشنهاد یک روزنامه امریکایی در مقابل ایده های دیپلماتیک یا نظامی:
قطع دسترسی ایران به بنزین و جعل پول

با وجود آنکه اغلب پیشنهادهای ارائه شده از سوی کارشناسان امریکایی درباره نوع برخورد دولت این کشور با جمهوری اسلامی ایران، حول دو محور "تعامل" یا "تقابل" دور می زند، یک روزنامه امریکایی با ارائه پیشنهادی که آن را "از نوع دیگر" لقب داده است، با رد ایده برخورد نظامی و یا تعامل دیپلماتیک، پیشنهاد "هدف قرار دادن اقتصاد ایران" از طریق قطع ارسال و دسترسی به بنزین و جعل پول ایرانی را مطرح کرد.

به گزارش رجانیوز، روزنامه امریکایی یو اس ای تو دی در صفحه نظرات کارشناسی خود در تحلیلی با عنوان "نیازی نیست به ایران ضربه بزنید" به قلم پیتر شویزر استاد و محقق موسسه هوور دانشگاه استانفورد درباره تاکید بر نیاز به ایجاد فشار اقتصادی و استفاده از قدرت نرم علیه ایران نوشت: در روزگار جنگ سرد، رونالد ریگان انتقاد می کرد که امریکا سیاست خویشتن داری اتخاذ کرده و از روشی قدرت مدارانه مانند یک ابر قدرت پیروی نمی کند. کارشناسان توصیه می کنند مانند بازی فوتبال امریکائی باید صبر کرد تا لحظه مناسب فرارسیده توپ بدست شما بیفتد تا با یک شوت کار را تمام کنید.

امروزه دولت بوش نیز اشتباه ریگان را در مورد ایران تکرار می کند. بجای انتخاب روش تخریب و شکست دولت خطرناکی که در تهران بر سر کار است، کاخ سفید باید از "روشهای پیشنهادی" استفاده کند. برخی پیشنهاد می کنند امریکا باید هم اکنون ایران را بمباران کند اما راه حلهای دیگری هم هست که میتوان دولت ایران را به کمک آن شکست داد، بدون اینکه نیازی به جنگ باشد.

اگر کسی شک دارد که ایران خطری علیه منافع امریکا در منطقه است، ثبات خاورمیانه را تهدید می کند و خطری علیه صلح جهانی است، کافیست به رویداد های سالهای اخیر توجهی کند. ایران به تلاش های خود برای دستیابی به سلاح هسته ای ادامه می دهد. آژانس بین المللی انرژی اتمی که به سختی می توان آن را سازمانی جنگ طلب دانست بر ادامه برنامه هسته ای ایران و همکاری نکردن این کشور با این سازمان تاکید دارد. آژانس معتقد است ایران 110 تن اورانیوم هگزا فلوراید تولید کرده است. ایران چهار امریکایی را به جرم جاسوسی به گروگان گرفته و دستگیر کرده و همچنان به بازداشت آنها با این اتهام خلاف واقع ادامه می دهد. ممکن است این کار به اندازه گروگان گرفتن اعضای سفارت امریکا در سال 1979 بد نباشد ولی نتیجه آن یکسان است. دستگیر شدگان شامل یک فعال طرفدار صلح، یک استاد دانشگاه، یک روزنامه نگار و بالاخره عضو یک سازمان غیر دولتی هستند. ایران به گروگان گرفتن در سیاستهایش عادت دارد و باید در انتظار دستگیری های بیشتری بود. ایران به ستیزه جویانی که علیه سربازان امریکائی ونیروهای ائتلاف در عراق می جنگند، اسلحه می دهد واز آنها حمایت می کند.

پنتاگون اعلام کرده 170 سرباز امریکا با سلاحهای ایرانی کشته شده اند. این سلاحها بسته های انفجاری پیچیده ای هستند که زره نفربر ها و خود روهای امریکائی را می شکافد و باعث مرگ سربازان می شود و نمی توان آنها را از بازار سیاه سلاح خریداری کرد و با ادامه جنگ درعراق باید شاهد دیدن شمار بیشتری از آنها در دستان متحدان شیعی عراقی باشیم. سلاحهای مشابه در افغانستان نیز دیده شده است. ایران امیدوار است اسرائیل را نابود کند. احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از آرزوی خود برای محو اسرائیل، آشکارا سخن گفته است. ایران به حمایت مالی و تسلیحاتی از حزب الله لبنان و حماس در غزه و کرانه باختری رود اردن ادامه می دهد و آرزوی صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها با وجود این حمایت ها، پنداری بی حاصل است.

با وجود تمامی این تلاشهای تحریک آمیز از سوی ایران، پاسخ دولت بوش این است که در کنار تلاشهای دیپلماتیک و ارسال ناوگان ششم به خلیج فارس، اینک نشست با ایران برای ایجاد ثبات سیاسی در عراق و منطقه را آغاز کرده است. تلاشی کاملاً دیپلماتیک. اما دولت بوش بجای مذاکره با ایران باید در موضعی تهاجمی قرار گرفته و به تدریج رژیم ایران را شکست دهد.

برخی پیشنهاد می کنند باید تاسیسات هسته ای ایران را بمباران کرد. شاید اگر ایران موفق می شد زراد خانه ای از سلاح هسته ای تولید کند، این اقدام ضروری بود اما قبل ازاین اقدام باید اقتصاد شکننده ایران را هدف قرارداد. این راه حل از نوع دیگر است. تاکنون چند شلیک اقتصادی انجام شده است ولی این کار نباید مانع شلیک گلوله های واقعی شود.

 نخستین هدف باید قطع ارسال و دسترسی ایران به بنزین باشد. ممکن است عجیب به نظر آید ولی سیاستی عملی است که باید انجام شود. ایران یک تولید کننده بزرگ نفت خام است ولی ظرفیت پالایش اندکی دارد و بیش از نیمی از بنزین مصرفی مورد نیاز خود را وارد می کند. ایران، این واردات را با تانکر انجام می دهد که ناوگان ششم امریکا می تواند به سادگی آن را متوقف کرده و این عمل را انجام دهد و این کار بلافاصه می تواند بر اقتصاد ایران اثر زیان بار بگذارد. اقتصادی که هم اکنون از بیکاری رنج می برد.

 دشوار است بپذیریم دولت تندرو ایران بتواند از این فاجعه اقتصادی جان سالم بدر ببرد. ایران شک دارد شاهد چنین اقدام تحریک آمیزی باشد ولی انجام آن ضروری است. ظرفیت نظامی ایران محدود است و نمی تواند درگیر جنگی طولانی با امریکا باشد.

 دومین نکته جعل پول ایران برای وارد آوردن فشار بیشتر اقتصادی بر ایران است. این اقدامی نیست که به سادگی بتوان آن را انجام داد ولی ایران و متحدش حزب الله از این روش استفاده کرده و اسکناس های صد دلاری امریکائی جعلی تولید کرده اند. جعل اسکناس های ایرانی ضمناً هشداری برای سایر کشورها است که دلار امریکا را جعل نکنند. امریکا راه استفاده از مذاکره را انتخاب کرده است ولی با استفاده از قدرت نرم میتوان از جنگ پیشگیری کرد و ایران را به زانو درآورد.

منبع: رجانیوزhttp://www.rajanews.com/News/?12238

خبرگزاری گوگوریها:احمدی نجات! بی عرضگی اش را باز هم نشان داد!!!

سرویس همگانی!

تازه داشتیم تصمیم می گرفتیم که حالا حالا ها به اختصاد مختصاد(؟) کار نداشته باشیم که باز این یارو رییس جمپوره!؟ نذاشت که نزاشت!!

یکی نیست بهش بگه پدر آمرزیده تو نباید یه اجازه ای چیزی حالا از ما که نه(!!؟؟؟) حداقل از پدر خوانده بگیری(؟!!!) که حداقل ما از چند روز قبل یه فکری به حال ایجاد بازار سیاه و اینطور حرفا بکنیم(؟؟؟!!) البته من اصلا به این موضوع کاری ندارم که این پدر خونده و رفیقش(؟) که بعد خودش سر کار اومد، به هیچ عنوان با تمام اینکه 16 سال شعار دادند که قیمت بنزین باید آزاد به مردم عرضه بشه، نه که عرضه نداشته باشن ها(؟!!!!؟) نه! صلاح ندونستنن که این کار رو بکنن(!!!) چون به هر حال ما  یه کشور نفت خیزیم و اصلا هم نه تنها انر‍ژی هسته ای کّه حق مسلم ماست(!!!) نیازی نداریم!!، که بنزین را هم باید رایگان به مردم بدیم(!!!؟).... اصلا یکی نیست به این احمدی نجات! بگه تو اصلا به فکر این جوونای بدبخت نیستی! خب اگه من از فردا شب بخوام با رفقا برم تو خیابونا و چند ساعت بچرخم که چند تا نامزد نجیب(؟؟؟) برای خودم پیدا کنم(!!!!) و فکری به حال آیندم(؟) بکنم، که فقط خدا تومن پول این گشت و گذار خیابونی میشه!! خب برای همینه که میگم حداقل یه مشورت با ما جوونا می کردی!!!

مثلا تو اگه با حاجاقا خاتمی، این اصلاح تلب(!!!) واقعی مشورت میکردی، حتما بهت میگفت که خوبه آدم قدرت انجام کار(؟؟؟) رو داشته باشه و نکنه!!! یعنی شزایط رو بسنجه و اگه حتی اندکی هم به این فکر افتاد که ممکنه این اقدام به اعتبارش ضربه بزنه(؟) و کمی منافع خودش و حزبش رو به خطر بندازه(!!!؟)، حتی اگه به ضرر مردم باشه(؟؟؟) نباید اون کار صورت بگیره(!!!؟) و باید این را یاد بگیری که به این میگن یه مصلحت سنجی واقعی(؟؟؟!!!) و در راستای اهداف متعالی رفاه مردم(؟؟!!) و انتخابات دور بعد!!!

 البته این بدبخت احمدی نجات!(؟1) فکر کرده با این کارش دور بعد رای میاره!!! بیچاره! بهتر نبود یه کم با ما ها راه میومدی و خودت رو تو ملت بدنام نمی کردی و فحش نمی خوردی، که مثلا چی؟ کارت به نفع مردم و آیندشون باشه!!!!!!!!!....

اصلا! احمدی نجات! بهتر نیست هی به این فکر نکنی که ما تنها کشوری هستیم توی دنیا که داریم برای نفت و بنزین و گازوئیلمون سوبسید میدیم و بنزینمون ارزونتر از همه جاست!!!؟(حتی عربستان که مهد صدور نفته!!!) و سرمایه مون رو دود می کنیم می فرستیم هوا!!! ... بهتر اینه که بیای و به حرف ما گوش کنی و از دستور خودت صرف نطر کنی که حداقل (خدای نکرده) برای خودت هم که شده رای دور بعدت محفوظ بمونه(؟؟؟!) و ما هم بتونیم هر روز چند تا نامزد(؟) خوب(؟!؟) برای ازدواجمون(؟؟؟) با قیمت ارزون تر پیدا کنیم و حداقل کلی پول بنزین ندیم!!!!...

در مجموع این خبرگذاری از همینجا این اقدام بی شرمانه و خلاف شرع را محکوم می نماید و باز هم از اینکه رییس جمپورش(؟!) عرضه انجام کارهای بزرگ و ریسک پذیری را ندارد(؟؟!!؟؟) برای خودش متاسف است!!!...

.... همه خبرنگارای خبرگذاری... سرویس همگانی!!!...

http://akina.blogfa.com/post-12.aspx